انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ١٥٢ - الف - عقايد
روشن است كه در توصيف چنين باورهايى به حرام، معناى تكليفى حرمت مد نظر نيست؛ چرا كه تعقل، حكمبردار نبوده و نمىتوان خردورزى را به حليت يا حرمت توصيف كرد؛ بلكه منظور از حرام، ارشاد الزامى عقل از سوى قرآن به مواظبت از درافتادن در ورطه خطاهاى خردورزى در باورهاى دينى است كه به منزله مرزهاى ممنوع نامرئى تعقل بهشمار مىرود؛ البته بديهى است كه چنين باورهايى زاييده خردهاى آميخته به هوس، عوامگرايى، سطحىنگرى، و برخاسته از خرافات، توهمات قوميتى، رسوبات فرهنگ جاهلى يا مقدمات فكرى نادرست هستند و گرنه عقل خودبنياد و خرد ناب از گزند چنين كژنگرىها مصون است.
در اين پيوند، عناوين برخى از عقايد حرام عبارتند از؛ «ادّعاى الوهيت»: (وَ مَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِلهٌ مِنْ دُونِهِ فَذلِكَ نَجْزِيهِ جَهَنَّمَ كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ)؛[١] «ادّعاى ربوبيت: (فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكالَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولى)؛[٢] «اعتقاد به تثليث»: (يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انْتَهُوا خَيْراً لَكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلهٌ واحِدٌ سُبْحانَهُ أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ ...)[٣]، و (لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ
[١]. انبيا: ٢٩:« و هر كس از آنان بگويد:" من[ نيز] جز او خدايى هستم"، او را به دوزخ كيفر مىدهيم.[ آرى] سزاى ستمكاران را اين گونه مىدهيم».
[٢]. نازعات: ٢٤ و ٢٥:« و گفت:" پروردگار بزرگتر شما مَنَم!" و خدا[ هم] او را به كيفر دنيا و آخرت گرفتار كرد».
[٣]. نساء: ١٧١:« اى اهل كتاب! در دين خود غلوّ مكنيد، و در باره خدا جز[ سخنِ] درست مگوييد؛ مسيح، عيسىبنمريم، فقط پيامبر خدا و كلمه اوست كه آن را به سوى مريم افكنده و روحى از جانب اوست؛ پس به خدا و پيامبرانش ايمان بياوريد و نگوييد[ خدا] سهگانه است؛ باز ايستيد كه براى شما بهتر است. خدا تنها معبودى يگانه است؛ منزه از آن است كه براى او فرزندى باشد».