انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ٦٠ - ٢ نفى پوچ گرايى
اشاره مىكند: (بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ)[١]: «انسان مىخواهد [آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قيامت] در تمام عمر گناه كند!».
واژه «فجر» در آيه ياد شده به معناى انفجار و ايجاد شكاف وسيع است؛ گناه را هم به اين دليل «فجور» ناميدهاند كه باعث شكافته و دريده شدن حرمت ديانت مىشود. «أمام» نيز ظرف مكان است، كه به عنوان استعاره در زمان آينده استعمال مىشود. منظور آيه از اينكه فرمود: انسان، فجور أمام خود را مىخواهد، اين است كه مىخواهد در آينده عمر، فراروى زندگىاش، پردهها شكافته و گشوده باشد تا هر فجورى كه خواست مرتكب شود؛ عبارت «لِيَفْجُرَ أَمامَهُ» تعليلى است كه جانشين معلل خود (تكذيب قيامت و زنده شدن پس از مرگ) شده است؛ واژه «بَلْ» هم اعراض از اين پندار و گمان است كه بعث و احيايى بعد از موت نباشد.[٢]
چنين انسانى مىخواهد با انكار معاد، براى هرگونه هوسرانى، ظلم، بيدادگرى و گناه، كسب آزادى كرده، هم وجدان خود را از اين طريق به طور كاذب اشباع كند، و هم در برابر خلق خدا مسئوليتى براى خود قائل نباشد؛ چرا كه ايمان به معاد، رستاخيز و دادگاه عدل الهى، سد عظيمى است در مقابل هرگونه عصيان و گناه، او مىخواهد با برگرفتن اين لجام، اين سد را درهم شكسته و آزادانه هر عملى را كه خواست، انجام دهد؛ اين امر منحصر به انسانهاى زمانهاى گذشته نبوده است؛ امروزه نيز يكى از علل گرايش به ماديگرى و انكار مبدأ و معاد، كسب آزادى براى «فجور» و گريز از مسئوليتها، و شكستن هر گونه قانون الهى است.[٣]
[١]. قيامت، ٥.
[٢]. الميزان فى تفسير القرآن، ج ٢٠، ص ١٠٤.
[٣]. تفسير نمونه، ج ٢٥، ص ٢٧٩.