انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ٦٦ - نتيجه گيرى
عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى، أَ لَيْسَ ذلِكَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى؟)[١].
در همين پيوند، برخى از صاحب نظران آيه نهم سوره مريم را استدلالى در نهايت اختصار دانستهاند؛[٢] فخر رازى از برخى عالمان نقل كرده است كه اگر همه انسانها جمع شوند تا برهانى بر اثبات معاد به اين اختصار در اين آيه بياورند، بر آن قادر نخواهند بود؛ زيرا ترديدى نيست كه اعاده دوم از ايجاد اول آسانتر است و نظير اين آيه است، آيات ٧٩ سوره يس: (قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ) و ٢٧ سوره روم: (وَ هُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ)[٣]. آيه نهم سوره مريم بر آسان بودن خلق معاد براى خداوند دلالت داشته و برهان مماثلت اولويت نيز امكان معاد را اثبات مىكند؛ هرچند درباره آن مىتوان برهان عقلى و نقلى نيز ارائه نمود.[٤]
در پارهاى از آيات، افزون بر اثبات امكان معاد، خداوند از نمونههاى تاريخى نيز ياد كرده است كه افرادى به اذن و قدرت الهى، پس از مرگ حيات دوباره يافتهاند؛ ازاينجمله مىتوان به داستان زنده شدن اصحاب كهف در آيه (لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَيْبَ فِيها)[٥] و حيات
[١]. قيامت: ٣٦- ٤٠:« آيا انسان پندارد كه بيهوده رها مىشود؟! مگر او[ قبلًا] نطفهاى نبود كه[ در رحم] ريخته مىشود؟! سپس عَلَقه[ آويزك] شد و[ خدايش] شكل داد و درست كرد؟! و از آن دو جنس نر و ماده را قرار داد! آيا چنين[ خدايى] نتواند كه مردگان را زنده گرداند؟!».
[٢]. البحر المحيط فى التفسير، ج ٧، ص ٢٨٦.
[٣]. مفاتيح الغيب، ج ٢١، ص ٥٥٧.
[٤]. الفرقان فى تفسير القرآن بالقرآن، ج ١٨، ص ٣٦٥.
[٥]. كهف: ٢١:« تا بدانند كه وعده خدا راست است و[ در فرا رسيدن] قيامت هيچ شكى نيست».