انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ٦٥ - نتيجه گيرى
اينك تنها به استدلالى كه در آيات فصل نخست همين كتاب ارائه شد، بسنده مىكنيم: (قالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ قَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَكُ شَيْئاً)[١] برخى از مفسران از اين آيه قياس اولويت را استنباط كرده و در اثبات امكان معاد معتقدند كسى كه مىتواند انسان را از هيچ بيافريند، به بازگرداندن وى پس از مرگ به حالت نخست تواناتر است؛[٢] افزون بر اينكه استدلال به ابتداى خلقت براى امكان اعاده آن، شگفتتر و دور از ذهنتر از اعاده است؛[٣] خدايى كه قادر بر يكى از اين دو است بر ديگرى نيز توانا خواهد بود و آن بازگرداندن انسان پس از مرگ است كه خدا به طريق اولى بر آن تواناست؛ همچنان كه به اين نكته در آياتى ديگر نيز استدلال شده است كه از جمله آنها مىتوان به اين آيات اشاره نمود: (وَ هُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ، ثُمَّ يُعِيدُهُ، وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ)[٤]، (أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً)[٥]، (قُلْ: يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ، وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ)[٦]، (أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً أَ لَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنى ثُمَّ كانَ
[١]. مريم: ٩:« پروردگار تو گفته كه اين[ كار] بر من آسان است، و تو را در حالى كه چيزى نبودى قبلًا آفريدهام».
[٢]. التبيان فى تفسير القرآن، ج ٧، ص ١٤٠.
[٣]. التفسير المنير فى العقيدة والشريعة والمنهج، ج ١٦، ص ١٤٤.
[٤]. روم: ٢٧:« و اوست آن كس كه آفرينش را آغاز مىكند و باز آن را تجديد مىنمايد؛ و اين[ كار] بر او آسانتر است».
[٥]. مريم: ٦٧:« آيا انسان به ياد نمىآورد كه ما او را قبلًا آفريدهايم و حال آنكه چيزى نبوده است؟».
[٦]. يس: ٧٩:« بگو: همان كسى كه نخستينبار آن را پديد آورد و اوست كه به هر[ گونه] آفرينشى داناست».