انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ٨٧ - توشه اخلاقى؛ منش خداگونه
بهرهمندى از اخلاق نيك و منش انسانى، پيمودن راه تعالى دشوار است و گاه ناممكن خواهد بود؛ ازاينرو بر انسان ديندار لازم است خود را به توشه اخلاقى نيز تجهيز نمايد.
اخلاق، جمع واژه خُلُق به معناى صورت باطنى و ناپيداى انسان است كه سرشت و سيرت نيز ناميده مىشود؛ چنانكه «خَلْق» بر صورت ظاهرى و قابل مشاهده انسان دلالت دارد.[١] در قرآن واژه اخلاق و خُلْق به كار نرفته، اما از واژه «خُلُق» دو بار ياد شده است؛ يكى در ستايش پيامبر اسلام در آيه (وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ)[٢] و ديگرى در پاسخ قوم هود (ع) كه دعوت وى به اخلاق نيك را تكرار سنتهاى پيشينيان مىخواندند: (إِنْ هذا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِينَ).[٣] گرچه واژه خُلُق در همين دو آيه به كار رفته است، لكن از جمله آيات مرتبط با مقولات اخلاق، آياتى هستند كه پيوندى مفهومى با اخلاق دارند؛ مانند واژههاى دسّ و تزكيه، سعادت و شقاوت، اصلاح و فساد، هدايت و ضلالت.[٤]
در اينكه قرآن پيرامون اخلاق مطالب زيادى دارد، ترديدى نيست؛ چرا كه از يك سو در بخشى از آيات به مسائل اخلاق فردى و اجتماعى سفارش و تاكيد شده و از سوى ديگر، مطابق برخى از روايات، بعثت نبوى از نگاهى يك انقلاب فرهنگى و اخلاقى بوده است تا حماسهاى شورانگيز؛ قرآن نيز اخلاق وى را نيك و در حد سرمشق و الگو براى
[١]. ر. ك: تاج العروس، ج ١٣، ص ١٢٤؛ مفردات الفاظ القرآن، ص ٢٩٧؛ لغتنام دهخدا، ج ٣، ص ٩٦.
[٢]. قلم: ٤.
[٣]. شعرا: ١٣٧.
[٤]. براى آگاهى بيشتر، ر. ك: دائرة المعارف قرآن، مدخل اخلاق، ج ٢، ص ٣٥٩.