انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ١٩ - انسان، هيچ هست يافته
با همديگر فرزندى خلق شود. قرآن با تعبير «اصلاح» در آيه ٩٠ سوره انبيا (فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى وَ أَصْلَحْنا لَهُ زَوْجَهُ) به اين نكته اشاره كرده است.[١] افزون بر اين، آيه مورد نظر به نكات مهم ديگرى نيز اشاره دارد كه در ادامه به تبيين آنها مىپردازيم.
الله، آفريدگار انسان
بىترديد، آفريدگار انسان، خداوند است؛ قرآن نسبتِ آفرينش انسان به خداوند را به دو شكل مفرد «قَدْ خَلَقْتُكَ: من تو را آفريدم»[٢] و جمع در آيات ديگر، مانند «أَنَّا خَلَقْناهُ: ما انسان را آفريديم»[٣] بيان كرده است.[٤] واژه «خلق» در زبان عربى به معناى ايجاد يك پديده است و در زبان فارسى برابر نهاد آن «آفريدن» مىباشد. نشانه زبانى «قد» براى تأكيد بر تحقق يك عمل بهكار مىرود؛ چنان كه در آيه نخست آمده است. تقابل تعبيرهاى «من انسان را آفريدم» يا «انسان چيزى نبود» به اين نكته دلالت مىكند كه آدمى آفرينش خويش را مرهون خداوند بوده و بدون آن امكانى براى حيات وى وجود ندارد.
انسان، هيچ هستيافته
از منظر زمانشناسى، آيه نهم سوره مريم به دورهاى اشاره دارد كه انسان نيستى محض بوده و سپس وجود يافته و در شمار موجودات قرار گرفته
[١]. مفاتيح الغيب، ج ٢١، ص ٥١٤.
[٢]. مريم: ٩.
[٣]. همان، ٦٧.
[٤]. جمع آوردن افعال الهى به معناى مشاركت غير خداوند در انجام آن نيست، بلكه نظر به اهميت و شرافت عمل از سوى كننده كار، در زبان عربى از ضمير جمع براى شخص مفرد استفاده مىشود.