انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ١٤٢ - منشأ و خاستگاه حرمت
مَساكِينَ)؛[١] «هلاكت دنيوى»: (فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْناهُمْ)؛[٢] «تهديد الهى» (وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ)؛[٣] «محروميت از رستگارى»: (لا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتى)؛[٤] «غضب الهى»: (وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ)؛[٥] «بطلان عمل»: (لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى)[٦] و ....
و- اعراض و نفرت پيامبران الهى
«مبغوضيت عمل»: (أَ تَأْتُونَ الذُّكْرانَ مِنَ الْعالَمِينَ قالَ إِنِّي لِعَمَلِكُمْ مِنَ الْقالِينَ)؛[٧] «شِكوه به پروردگار»: (وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً)[٨] و ....
منشأ و خاستگاه حرمت
در بحث خاستگاه حرمت، اين مسئله مطرح است كه آيا تنها خداوند از حق تحريم برخوردار است؟ يا پيامبران، عقل و عرف انسانى نيز
[١]. مائده: ٨٩:« ولى به سوگندهايى كه[ از روى اراده] مىخوريد[ و مىشكنيد] شما را مواخذه خواهد نمود؛ و كفارهاش غذا دادن به ده بينواست».
[٢]. شعرا: ١٣٩:« پس تكذيبش كردند و هلاكشان كرديم».
[٣]. توبه: ٣٤:« و كسانى كه زر و سيم را گنجينه مىكنند و آن را در راه خدا هزينه نمىكنند، ايشان را از عذابى دردناك خبر ده».
[٤]. طه: ٦٩:« و افسونگر هرجا برود رستگار نمىشود».
[٥]. انفال: ١٦:« و هر كه در آن هنگام به آنان پشت كند- مگر آنكه[ هدفش] كنارهگيرى براى نبردى[ مجدّد] يا پيوستن به جمعى[ ديگر از همرزمانش] باشد- بىترديد به خشم خدا گرفتار شده!».
[٦]. بقره: ٢٦٤:« صدقههاى خود را با منّت و آزار، باطل مكنيد».
[٧]. شعرا: ١٦٥ و ١٦٨:« آيا از ميان مردم جهان، با مردها درمىآميزيد؟!» ...« گفت:" به راستى من دشمن كردار شما هستم"».
[٨]. فرقان: ٣٠:« و پيامبر[ خدا] گفت:«" پروردگارا! قوم من اين قرآن را رها كردند"».