انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ٤٩ - الف - عملكرد برتر
چهارم. عمل احسن: چنانكه در فصل پيشين بيان شد، انسان آفريده احسن پروردگار است؛ اينك در اين آيات از اين موجود احسن و ممتاز انتظار مىرود تا با بهكارگرفتن تمامى استعدادهاى وجودى خويش، در دنيا عملى احسن انجام دهد. در تبيين مفهوم «احسن عملًا» در آيات ياد شده دو احتمال قابل ارائه است:
نخست. مراد از عمل احسن، اقدام شايسته و بايسته در هركنش و واكنش انسانى است؛ عملى احسن تلقى مىشود كه در موقعيت خود بهترين اقدام بوده و قابل جايگزينى با عمل ديگرى نباشد؛ به ديگر سخن، ارزش هر انسانى به حُسن عمل او بستگى دارد، نه به كثرت و فزونى عمل او، و اين حاكى است كه اسلام در همهجا به كيفيت عمل تكيه مىكند نه كثرت و كميّت آن.[١] شايان ذكر است كه روايات اهل بيت (عليهم السلام) نيز بر اين نكته تأكيد نمودهاند؛ از جمله، امام صادق (ع) مىفرمايند:
ليس يعنى اكثر عملًا و لكن اصوبكم عملًا، و انما الاصابة خشية اللَّه، و النية الصادقة؛ ...؛ الإبقاء على العمل حتى يخلص اشد من العمل، و العمل الخالص، الذي لا تريد ان يحمدك عليه احد الا اللَّه عز و جل؛[٢]
خداوند كثرت عمل را نمىخواهد، بلكه درستى عمل را مىطلبد، و درستى عمل به آن است كه با خدا ترسى و نيت پاك توأم باشد ...؛ نگهدارى عمل از آلودگى به ريا و نيات نادرست مشكلتر از خود
[١]. تفسير نمونه، ج ٩، ص ٢٧.
[٢]. البرهان فى تفسير القرآن، ج ٣، ص ٨٠.