انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ٢٠ - انسان، هيچ هست يافته
است.[١] در تعيين بازه زمانى عبارت «من قبل» در آيه، ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد: «پيشتر»، «پيش از طلب فرزند»، «قبل از يحيى» و «آفرينش زكريا از طريق پدر و مادرش»، كه همگى بر نوعى تقدم، پيش از ماجراى آغاز نيايش زكريا (ع) اشاره دارند.
زندگى انسان از منظر زمانى داراى سه دوره گذشته، حال و آينده است؛ گذشته آن معدوم محض است؛ چنان كه آيات سوره مريم بدان اشاره دارند.[٢] هر دو آيه يادشده در بيان اين نكته يكسان بوده و تنها اسلوب بيانى آنها متفاوت است؛ در آيه نخست، تعبير، به صورت خطابى: «وَ لَمْ تَكُ شَيْئاً» و در آيه بعد به شكل غيابى: «وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً» بيان شده است. برخى از معناشناسان اين دو ساختار را به يك معنا دانستهاند.[٣]
اينك براى تبيين بيشتر به بررسى كليدواژههاى اين آيات مىپردازيم: تكن: فعل «تَكُ» و «يَكُ» در اصل تكن/ يكن از مصدر تكوين و ريشه «ك و ن» است؛ حرف «نون» به دليل زيادى آن در كلام حذف گرديده و گويى دوبار مجزوم شده است.[٤] اين ريشه به معناى «بودن و پديد آمدن» است. هرچند كلمه «شَيئاً» در اين آيات به معناى موجود است[٥] ولى برخى از مفسران با استناد به اين آيات، استدلال كردهاند كه معدوم، شىء نيست[٦] و نمىتوان چنين تعبيرى را براى آن به كار برد؛ زيرا شىء بودن
[١]. إرشاد الأذهان إلى تفسير القرآن، ج ١، ص ٣١٢؛ مفاتيح الغيب، ج ٢١، ص ٥١٤؛ تفسير الصافي، ج ٣، ص ٢٧٤؛ تقريب القرآن إلى الأذهان، ج ٣، ص ٤٣١.
[٢]. مفاتيح الغيب، ج ٢، ص ٣٥٦.
[٣]. معاني القرآن، ج ٣، ص ٤٦.
[٤]. مجمع البيان، ج ٦، ص ٧٧٩.
[٥]. التبيان فى تفسير القرآن،، ج ٧، ص ١٠٩؛ التحرير و التنوير، ج ١٦، ص ١٦.
[٦]. التفسير المنير فى العقيدة والشريعة والمنهج، ج ١٦، ص ٥١.