انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ١٩٣ - دشمنى در بهشت
شش مورد از قرآن مجيد اشاره به شجره ممنوعه شده است، بىآنكه در باره چگونگى و يا نام آن سخنى به ميان آيد؛ ولى در منابع اسلامى دو نوع تفسير براى آن ارائه شده است كه يكى از آنها تفسير «مادى» است كه بنابر آن به باور معروف در روايات، «گندم» بوده است؛[١] بايد توجه داشت كه عرب «شجره» را تنها به درخت اطلاق نمىكند، بلكه به بوتههاى گياهان نيز شجره مىگويد؛ ازاينرو در قرآن مجيد به بوته كدو شجره گفته شده است: (وَ أَنْبَتْنا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ)[٢] و ديگرى تفسير «معنوى» كه در روايات از آن تعبير به «شجره حسد» شده است؛ زيرا برابر اين روايات، آدم پس از ملاحظه مقام و موقعيت خود چنين تصور كرد كه مقامى بالاتر از مقام او وجود نخواهد داشت، ولى خداوند او را به مقام جمعى از اوليا از فرزندان او (پيامبر اسلام (ص) و خاندانش) آشنا ساخت؛ ازاينرو حالتى شبيه به حسد به او دست داد و همين شجره ممنوعه بود كه آدم دستور داشت تا به آن نزديك نشود.
بنابر آنچه بيان شد و در حقيقت طبق اين روايات، حضرت آدم از دو درخت تناول كرد كه يكى از مقام او پايينتر بود و او را به سوى جهان ماده مىكشيد و آن گندم بود، و ديگرى درخت معنوى مقام جمعى از اولياى خدا بود كه از مقام و موقعيت او بالاتر قرار داشت و چون وى به دو لحاظ از حد خود تجاوز نمود، به آن سرنوشت گرفتار شد؛ اما بايد توجه داشت كه اين حسد از نوع حسد حرام نبوده و تنها يك احساس نفسانى بهشمار مىرود، بى آنكه طبق آن كمترين گامى بردارد.
[١]. صافات: ١٤٦.
[٢]. همان،« و بر بالاى[ سَرِ] او درختى از[ نوع] كدوبُن رويانيديم».