انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ١٩١ - دشمنى در بهشت
علامه طباطبائى آيات (إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيها وَ لا تَعْرى وَ أَنَّكَ لا تَظْمَؤُا فِيها وَ لا تَضْحى)[١]: «در حقيقت براى تو در آنجا اين [امتياز] است كه نه گرسنه مىشوى و نه برهنه مىمانى؛ و [هم] اينكه در آنجا نه تشنه مىگردى و نه آفتابزده خواهى بود»، در ادامه بحث، تبيينى از مفهوم شقاوت در اينجا را براى ما روشن مىسازد كه در آن انسان در تامين معيشت خود دچار رنج نمىشد.[٢]
در قرآن چگونگى اغواگرى ابليس چنين بيان شده است: (فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطانُ قالَ يا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لا يَبْلى فَأَكَلا مِنْها فَبَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى)[٣]: «پس شيطان او را وسوسه كرد، گفت:" اى آدم! آيا تو را به درخت جاودانگى و ملكى كه زايل نمىشود، راه نمايم؟"؛ آن گاه از آن [درخت ممنوع] خوردند و برهنگى آنان برايشان نمايان شد و شروع كردند به چسبانيدن برگهاى بهشت بر خود؛ و [اينگونه] آدم به پروردگار خود عصيان ورزيد و به بيراهه رفت».
در سوره اعراف نيز به نتيجه اين اغواگرى چنين اشاره دارد: (فَدَلَّاهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبِينٌ)[٤]: «پس آن دو را با فريب به سقوط كشانيد؛ پس چون آن دو از [ميوه] آن درختِ [ممنوع] چشيدند، برهنگىهايشان بر آنان آشكار
[١]. طه: ١١٨- ١١٩.
[٢]. الميزان فى تفسير القرآن، ج ١٤، ص ٢٢١.
[٣]. طه: ١٢٠- ١٢١.
[٤]. أعراف: ٢٢.