انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ١٩٠ - دشمنى در بهشت
از نگاه برخى از مفسران، چرايى دشمنى ابليس به آدم به طرد وى از رحمت الهى در مرحله آفرينش آدم بر مىگردد كه ابليس به آدم سجده نكرد و در اثر آن از بارگاه ربوبى رانده شد؛ وى ازاينرو هماره در ذهن خود، آدم را دليل اين طرد شدن تلقى مىكرد و هميشه در پى فرصتى بود تا از او انتقام بگيرد.[١]
در تفسير آيه ياد شده بايد به مفهوم كلمات «عدو»، «جنت» و «تشقى» توجه داشت: «عدو» به كسى گفته مىشود كه هنگام نياز به يارى، از انسان دورى كند؛ مقابل آن «ولى» كسى است كه به وقت يارى به انسان نزديك شود.[٢]
از نگاه برخى از مفسران، جنت در اينجا به معناى بهشت جاويدان در سراى ديگر نيست كه بيرون آمدن و بازگشت به عقب در آن امكانپذير نباشد، بلكه اين جنت باغى بود داراى همه چيز از باغهاى اين جهان كه به لطف پروردگار ناراحتى در آن وجود نداشت؛ ازاينرو خداوند به آدم اخطار كرد كه چنانچه از اين جايگاه امن و امان بيرون رود، دچار دردسر خواهد شد؛[٣] همچنين از نگاه برخى ديگر از مفسران جنت را مكانى سرشار از راحتى و نشاط دانستهاند.[٤]
مفسران مراد از شقاوت ياد شده در «تشقى» را نيز درد و رنج، دشوارىهاى زندگى دنيايى در كسب روزى و ... دانستهاند؛[٥] به بيان
[١]. تقريب القرآن إلى الأذهان، ج ٣، ص ٥١١؛ الفرقان فى تفسير القرآن بالقرآن، ج ١٩، ص ٢٠٦.
[٢]. مجمع البيان، ج ٤، ص ٦٢٨.
[٣]. تفسير نمونه، ج ١٣، ص ٣٢٠.
[٤]. سواطع الإلهام في تفسير القرآن، ج ٣، ص ٤٥٢.
[٥]. تقريب القرآن الى الأذهان، ج ٣، ص ٥١٢؛ الجديد في تفسير القرآن المجيد، ج ٤، ص ٤٦٩؛ الفرقان فى تفسير القرآن بالقرآن، ج ١٩، ص ٢٠٧؛ تفسير نمونه، ج ١٣، ص ٣٢٠.