انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ١٠١ - ٤ وحى خيرات
اضطرارى ندارد، بلكه تنها آمادگىها و زمينههاست كه بدون اراده و خواست خود آنها هرگز به نتيجه نمىرسد؛ چنان كه در آيه ٧٣ سوره انبيا آمده است، ذكر «اقامه صلاة و اداء زكات» پس از «فعل خيرات» به خاطر اهميت اين دو برنامه است كه نخست به طور عام در جمله (وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ) و بعد به طور خاص بيان شده است.[١]
علامه طباطبائى با نقد نظريه تشريعى بودن وحى در اين آيه، ديدگاهى خاص ارائه كردهاند. در نگاه ايشان آيه بر تحقق فعل خيرات دلالت دارد؛ به اين معنا كه وحى متعلق به فعل ايشان شده و سادهتر اينكه عمل خيرات كه از ايشان صادر مىشده، به وحى و دلالتى باطنى و الهى بود كه مقارن آن صورت مىگرفت و اين وحى، غير از وحى مشروعى است كه ابتدا فعل را تشريع مىكند و سپس انجام آن را بر طبق آنچه تشريع شده بر آن مترتب مىسازد. مؤيد اين معنا گزاره بعدى است كه مىفرمايد: (وَ كانُوا لَنا عابِدِينَ)؛ زيرا اين جمله با توجه به ظاهر آن دلالت دارد كه ائمه پيش از وحى نيز، خداوند را عبادت مىكردهاند و وحى، عمل ايشان را تأييد نموده است؛ همچنين عبادتشان با اعمالى همراه بوده كه وحى تشريعى قبلًا برايشان تشريع كرده بود؛ پس اين وحى به فعل خيرات تعلق گرفته است؛ وحى تسديد (تاييد) است، نه وحى تشريع. با توجه به آنچه گفته شد كه ائمه مؤيد به روحالقدس، روحالطهاره و نيرويى ربانى هستند كه ايشان را به فعل خيرات و اقامه نماز و دادن زكات دعوت مىكند.[٢]
[١]. تفسير نمونه، ج ١٣، ص ٤٥٦.
[٢]. الميزان فى تفسير القرآن، ج ١٤، ص ٣٠٥.