انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ١١٢ - معناشناسى
هرچند برخى سجده را به معناى قرار دادن صورت بر زمين مىدانند،[١] اما در كاربرد لغوى، براى سجده انحصارى در معناى پيشانى بر زمين نهادن وجود ندارد؛ بلكه تنها به خم شدن، بدون قرار دادن سر بر زمين نيز اطلاق مىشود؛ ازاينرو قرار دادن سر بر زمين تنها از كاملترين و روشنترين مصاديق سجده بهشمار مىرود؛[٢] بدون اينكه اختصاصى به اين حالت داشته باشد.
چنان كه اشاره شد در زبان عربى واژه سجده در موارد غير انسانى هم به كار رفته است؛ براى مثال هنگام اشاره به شتر يا حيوانى كه سرش را براى سوار شدن خم كند از ريشه اين واژه استفاده مىكنند.[٣] همچنين عربها در استعمال مجازى به درخت خرمايى كه از سنگينى خرماهايش به زمين مايل شده باشد «ساجده» مىگويند؛[٤] همچنين است سجده كشتى براى باد، كه استعارهاى است براى اطاعت پذيرى از باد و تغيير مسير آن به هر سو و در جهت باد؛[٥] «دراهم اسجاد»، هم سكههايى بودند كه بر روى آنها تصوير پادشاهان را نقش كرده بودند، چنان كه افراد به محض ديدن اين تصاوير، به اظهار خضوع سر خم كرده[٦] يا سجده مىنمودند؛ چنانكه در برخى از اشعار عربى نيز به آن اشاره شده است.[٧] سجده در
[١]. الجامع لأحكام القرآن، ج ١، ص ٢٠٠.
[٢]. مصطلحات الفقه، ص ٢٩٥.
[٣]. لسان العرب، ج ٦، ص ١٧٧.
[٤]. همان، ص ١٧٦.
[٥]. التحقيق في كلمات القرآن، ج ٥، ص ٥٠.
[٦]. لسان العرب، ج ٦، ص ١٧٦؛ مفردات ألفاظ القرآن، ص ٣٩٧.
[٧]. الجامع لأحكام القرآن، ج ١، ص ٢٢٠.