انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ١٤٣ - منشأ و خاستگاه حرمت
مىتوانند منشأ تحريم باشند؟ در جهانبينى اسلامى راهى جز وحى براى شناخت حلال و حرام نيست[١] و تحريم جز با امر و نهى خدا صورت نگرفته و بر انسان حرام نمىشود؛[٢] ازاينرو در فقه اسلامى، تحريم تنها از سوى شارع مجاز است و تحريم ديگران اعتبار شرعى ندارد؛ هرچند ممكن است داراى اعتبار عرفى يا شخصى باشد. دليل اثباتى حرام نيز بايد مانند ادله تحريم قتل و زنا ... به لحاظ اسنادى و دلالى، قطعى و فاقد هرگونه شبهه باشد.[٣] در صورت احراز وجود چنين نصوص و ادلهاى در منابع اسلامى، حكم حرمت، قطعى بوده و منكِر حرام، كافر است.[٤] در اين باره بايد افزود كه گزارههاى شرعى بِيانگر حرام، بهطور معمول با نهى يا تهديد همراه هستند.
تحريم در متون دينى از دو راه صورت مىگيرد: «نصوص وحيانى» و «اسباب شرعى»؛ مراد از نصوص وحيانى، همان گزارههاى شرعى هستند كه منابع اصلى دين و شريعت را تشكيل مىدهند؛ اين گزارهها يا از سوى خداوند نازل شدهاند، همانند آيات قرآن و كتابهاى آسمانى و يا داراى اعتبارى وحيانى هستند؛ همچون سنن انبيا كه به تاييد وحى رسيدهاند. مقصود از اسباب شرعى نيز عواملى هستند كه مكلفان با اجازه شارع و در چارچوب شرع، عملى را به طور موقت و يا در شرايطى تا ابد بر خود حرام مىسازند.
قرآن كريم حاوى هر دو گونه از انواع تحريم بوده و آيات متعددى از قرآن به بيان محرمات پرداختهاند؛ تحريم با اسباب نيز، همانند تحريم به
[١]. التفسير المنير فى العقيدة والشريعة والمنهج، ج ٨، ص ٨٠.
[٢]. مجمع البيان، ج ١٠، ص ٥٨.
[٣]. الفقه الاسلامي و ادلته، ج ١، ص ٦٨.
[٤]. همان.