انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ١٤٥ - منشأ و خاستگاه حرمت
بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ)،[١] بر اين باورند كه سوگند، چيزى را حرام نمىكند و تحريم حلال با سوگند، كارى بيهوده است؛ همانطور كه تحليل حرام نيز كارى لغو به شمار مىرود.[٢]
در فرهنگ قرآنى، حرام يا حلال كردن در هر حكمى بايد از سوى خداوند صورت گيرد و پيامبران تنها بازگوكنندگان و ترجمان احكام الهى از جمله محرمات هستند؛ حضرت محمد (ص) نيز همچون ديگر انبياى اولوالعزم، مأمور بيان محرمات الهى از سوى خداوند بوده و قرآن بارها به اين هدف رسالت اشاره نموده است؛ مانند (قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ)؛[٣] و (قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ)[٤] و ...؛ در آيات ياد شده، پيامبر (ص) تنها در مقام گوينده تلقى شده و فعل تحريم به طور مستقيم به وصف ربوبيت خداوند اضافه شده است؛ همچنان كه بهطور خاص در آيه (الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي ... وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ ...)[٥] تحريم خبائث به معناى اعلام حرمت خبائث، از اهداف رسالت و وظيفه پيامبر اسلام (ص) معرفى شده است؛ همين گونه است تعبير قرآن در باره جايگاه پيامبران پيشين در فرايند تشريع؛ مانند آيه (قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً ...)[٦] كه با تعبير «فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ» بر وحيانى بودن فرايند تحريم از زبان حضرت عيسى (ع) تاكيد كرده است.
[١]. مائده: ٨٩.
[٢]. الجامع لأحكام القرآن، ج ٦، ص ١٧١.
[٣]. انعام: ١٥١.
[٤]. اعراف: ٣٣.
[٥]. اعراف: ١٥٧.
[٦]. انعام: ١٤٥.