انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ٤١ - كرامت و فضيلت انسان
را از باطل و خير را از شر و نافع را از مضر تشخيص مىدهد. اما اينكه از نگاه مفسران و يا بر مبناى روايتى مقصود از ويژگى مزبور يكى از موارد «نطق و گويايى»، «راه رفتن بر دو پا»، و «انگشت داشتن» براى كار دلخواه با آن «توانايى غذا خوردن با دست»، «توانايى نوشتن»، «خوش تركيبى»، «زيبايى چهره»، «توانايى تسلط بر ساير مخلوقات و تسخير آنها»، «آفريده شدن آدم (ع) به دست خداوند» و «برانگيختن پيامبرى چون خاتم انبيا محمد (ص)» بوده و يا به خاطر همه موارد ياد شده است، هيچيك درست نيست؛ زيرا روايات، اينها را به عنوان مثال ذكر كرده، نه اينكه مراد از ويژگى مورد نظر اينها باشد. افزون بر آنكه برخى از موارد مزبور، پس از برخوردارى از عقل، بروز مىيابند؛ يعنى ابتدا عقل و سپس «خط» و «نطق» و «تسلط بر ساير مخلوقات» پديدار مىشوند؛ همچنين بعضى ديگر از ويژگىهاى برشمرده، از مصاديق تفضيل هستند، نه تكريم؛ چون در مخلوقات ديگر نيز مقدار اندكى از آن وجود دارد.[١]
علامه طباطبائى همچنين در بيان تفضيل انسان با اشاره به آيه (وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا)[٢]، بعيد نمىداند كه مراد از «من خلقنا: كسانى كه آفريديم» انواع حيوانات داراى شعور و همچنين جن باشد كه قرآن آن را اثبات كرده است؛ چرا كه قرآن كريم انواع حيوانات را نيز مانند انسان كه يك امت زمينى است، امتهايى زمينى دانسته است و با برشمردن آنها به منزله صاحبان عقل مىفرمايد: (وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى
[١]. الميزان فى تفسير القرآن، ج ١٣، ص ١٥٦- ١٥٧.
[٢]. اسرا: ٧٠.