انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ١٨٤ - دشمنى در مرحله آفرينش
برخى از مفسران، امتناع ابليس را چنين تصويرسازى كردهاند كه هنگام سجده فرشتگان، ابليس به آدم پشت كرد و چنان كه گفتهاند صد يا پانصد سال كه فرشتگان در سجده بودند به همان حالت ايستاده و همانجا حضور داشت؛ هنگامى كه فرشتگان سر از سجده برداشتند و ابليس را ايستاده ديدند كه پشيمان سرپيچى از امر الهى نيست و همچنان قصد اطاعت را ندارد، دوباره تصميم گرفتند خداوند را سجده كنند؛ ازاينرو فرشتگان دوبار سجده كرده كه يك بار سجده براى آدم و بار دوم براى خداوند بود و ابليس در همين حالت آنان را مشاهده مىكرد و از سجده خوددارى مىنمود؛ ازاينرو پروردگار صفت و حالت، صورت و هيئت او را تغيير داد و از هر قبيحى قبيحتر شد.
از نگاه برخى، خداوند او را مسخ كرد و بدنش به شكل خوك و چهرهاش به سان ميمون در آمد؛ هرچند شيطان بيش از مسخ شدن نسلى نداشت، ولى چون با درخواست مهلت وى موافقت گرديد، ازآنپس داراى نسل شد؛[١] شايان ذكر است كه اين تصوير و لوازم آن از اجتهادات مفسران بوده و در ظاهر آيات، دلالتى بر آنها وجود ندارد.
آيه (قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ)[٢] خبر خداوند از پاسخ ابليس در سجده نكردن به آدم است كه در تصور ابليس مانعى جدى و استوار بر پيروى نكردن از امر الهى شد و آن عبارت از برترى آفرينش ابليس از آتش بود و حال آنكه آدم از گِل آفريده شده است؛
[١]. ر. ك: تفسير روح البيان، ج ١، ص ١٤١- ١٤٢.
[٢]. أعراف: ٧:« گفت: من از او بهترم؛ مرا از آتشى آفريدى و او را از گِل آفريدى».