انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ١٨٦ - دشمنى در مرحله آفرينش
روح در وى صورت گرفت؛ زيرا پس از آن آدم (ع) استعداد تجلى خدا را در وجود خود مشاهده نمود و در اثر لطافت، روحانيت و نورانيتى يافت كه او را شايسته اين تجلى مىنمود و اينجا بود كه او به كعبه حقيقى تبديل گرديد.[١]
در اين باره بايد گفت افضليت عناصر، مستلزم افضل بودن موجوداتى كه از آن عنصر پديد آمدهاند نمىشود؛ زيرا عناصر، اجرام بسيطى هستند كه موجودات به تنهايى از آنها به وجود نيامده، بلكه از تركيب چند عنصر پديد مىآيند، اجسام انسانى نيز اين گونه از تركيب همه عناصر با يكديگر به وجود آمدهاند؛ انسان با روح لطيف و نورانى خود بر همه مركبات برترى يافته است؛ زيرا در جسم انسانى، جزئى از ملكوت كه ملائكه هم از آن هستند شريك است؛ ازاينرو براى ابليس دليلى بر تفضيل بر آدم وجود نداشته و تنها در اين باره دچار شبهه گمراه كنندهاى شد كه باعث گرديد تا از سجده بر آدم امتناع كرده و در اثر آن از ملأ اعلى رانده شود.[٢]
در پايان آيه (وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ)[٣] ابليس در اثر خوددارى از سجده، در زمره كافران شمرده شده است؛ در تبيين مفهوم (وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ) برخى از مفسران بر اين باورند كه جمله استينافى است و معناى درست آن اين
[١]. تفسير روح البيان، ج ٣، ص ١٨١- ١٨٢.
[٢]. التحرير والتنوير، ج ١٤، ص ٤٥.
[٣]. بقره: ٣٤:« و چون فرشتگان را فرموديم:" براى آدم سجده كنيد"؛ پس بجز ابليس- كه سر باز زد و كبر ورزيد و از كافران شد-[ همه] به سجده درافتادند».