انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ١٨٥ - دشمنى در مرحله آفرينش
آتش جوهر لطيف نورانى و خاك جسم كثيف ظلمانى است.[١] وى آثار و ويژگىهاى هر دو را در ذهن خود مقايسه كرد و به برترى آتش بر خاك حكم نمود؛ ازاينرو گروهى از مفسران مستند به اين استدلال آن را نخستين قياس دانستهاند كه به حقيقت اصابت نكرد؛ چرا كه ويژگىهاى آدم، مانند آفرينش به دست الهى، نفح روح، امر به سجده فرشتگان به او، تعليم اسماء به وى و ديگر كراماتش ناديده گرفته شد؛[٢] اين معنا در آيه (وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ قالَ أَ أَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِيناً)؛[٣] نيز آمده است كه ابليس با استفهام انكارى به برترى و اشرف بودن اصل وجودى خود نسبت به آدم، به عنوان بهانه سجده نكردنش استدلال كرده است.[٤]
در نگاه برخى از مفسران، دليل سجده فرشتگان براى آدم، تنها ويژگىهاى طينت وى و شرافت آفرينش بىواسطه او از سوى خداوند نيست، بلكه فضيلت آدم بر فرشتگان به دليل اختصاص وى به دميدن بىواسطه روح الهى در او از سوى خداوند بوده است كه به اضافه تشريفيه در آيه ٧٢ سوره ص به آن اشاره مىشود؛ همچنين اختصاصيافتن آدم به تجلى خدا در وجود وى هنگام نفخ روح، چنان كه در روايت
«انّ الله تعالي خلق آدم فتجلي فيه»
به آن اشاره شده است؛ و اين راز سجده فرشتگان به آدم حاكى است كه سجده آنان پس از نفخ
[١]. تفسير روح البيان، ج ٣، ص ١٨١.
[٢]. تفسير الطبرى، ج ٥، ص ١٧٢.
[٣]. اسرا: ٦١:« و هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم:" براى آدم سجده كنيد"؛ پس[ همه] جز ابليس سجده كردند؛ او گفت:" آيا براى كسى كه از گل آفريدى سجده كنم؟"».
[٤]. مجمع البيان، ج ٥، ص ٦٥٧.