انسان در تراز قرآن - راد، على - الصفحة ١٤٦ - منشأ و خاستگاه حرمت
با توجه به آنچه تاكنون بيان شد در جهانبينى قرآنى، مصدر تشريع، تحريم و تحليلِ حكم، تنها خداوند است و در اين فرايند، پيامبران نقش «ابلاغى» و «اعلامى» دارند. مبتنى بر همين جهانبينى قرآنى، تحريم غير وحيانى و اسناد بىدليل حرمت اشيا به خداوند، نوعى افترا به پروردگار بوده و از مصاديق كذب و ادعاى بىدليل، بهشمار رفته است؛ آياتى چون (قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَ حَلالًا قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ)؛[١] (وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ)؛[٢] و آياتى ديگر (ر. ك: بقره ١٦٨ و ١٦٩؛ آلعمران ٩٣ و ٩٤؛ انعام ١٤٣ و ١٤٤؛ يونس ٥٩)، جملگى در اين معنا اشتراك دارند.
با درنگ در مفهوم آيات پيشگفته مىتوان قاعده «معتبر نبودن و مشروعيت نداشتن تحريم غير وحيانى» را استنباط نمود؛ ازاينرو برخى از قرآنپژوهان با توجه به اين قاعده به صراحت بيان داشتهاند: «هر تحريمى كه از سوى خدا نباشد، معتبر نيست»؛[٣] ازاينرو در فقه اسلامى، حق تحريم و تحليل، تنها از آنِ خداوند بوده و جز الله- جل جلاله- كسى مجاز به حرام نمودن رفتار يا شىء خاصى نيست.
[١]. يونس: ٥٩:« بگو:" به من خبر دهيد، آنچه از روزى كه خدا براى شما فرود آورده[ چرا] بخشى از آن را حرام و[ بخشى را] حلال گردانيدهايد" بگو:" آيا خدا به شما اجازه داده يا بر خدا دروغ مىبنديد؟".»
[٢]. نحل: ١١٦:« و براى آنچه زبان شما به دروغ مىپردازد، مگوييد:" اين حلال است و آن حرام" تا بر خدا دروغ بنديد؛ زيرا كسانى كه به خدا دروغ مىبندند رستگار نمىشوند».
[٣]. مفردات الفاظ القرآن، ص ٢٣٠؛ مجمع البيان، ج ١٠، ص ٥٨.