علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٨٨ - روششناسی نقد و فهم حدیث در تفسیر المنار
علاوه بر آنكه رشيد رضا چنين ديدگاهي در خصوص راويان صحيحين دارد، برخي از احاديث صحيحين نيز در منظر او مردود و نادرست هستند و سعي ميكند با نقد متني و طرح اشكالاتي كه در متن اين روايات است، آنها را رد كند؛ به عنوان نمونه در خصوص پارهاي از روايات مينويسد:
من هذه الروايات ما لا يصح و لكن أخرجه الشيخان.[١]
و يا دربارة سبب نزول آية پنجم سوره هود، روايتي را از بخاري نقل كرده و در رد آن ميگويد:
آنچه در اين روايات، در خصوص آيه مطرح شده، نه از معناي آيه قابل برداشت است و نه در قرائت و لفظ آن مشخص است.[٢]
نقد متن روايات در المنار
نقد متن حديث در المنار به شکل نسبتاً گستردهاي به کار رفته است و از ويژگيهاي اين تفسير به حساب ميآيد. در اين بخش با بررسي برخي از معيارهاي نقد متن، نشان خواهيم داد که چگونه اين تفسير از اين معيارها بهره گرفته است.
١. تعارض با قرآن
رشيد رضا يكي از علامتهای موضوع بودن حديث را مخالفت با قرآن ميداند و مينويسد:
من علامة الحديث الموضوع مخالفته للقطعي من القرآن.[٣]
او از همين قاعده در رد كردن برخي از احاديث بهره ميگيرد؛ به عنوان نمونه، حديث سحر شدن پيامبر٦ را ـ كه در صحيحين نيز آمده است ـ[٤] توسط همين معيار به نقد ميكشد و آن را معارض با قرآن برشمارد.[٥]
رشيد رضا، در مواردي، بدون استناد به آيه خاصي، روايتي را معارض با مفهوم آيات قرآن ميداند و بدينسان به ايراد اشكال در متن روايت ميپردازد.[٦] گاهي نيز با توجه به الفاظ آيه، روايات را رد ميكند؛ مثلاً ذيل آيه Gقُلْ بِفَضْلِ اللَّـهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُواF روايتي از مجاهد نقل شده كه ميگويد:
مراد از فضل و رحمت قرآن است.
اما رشيد رضا مينويسد:
تكرار حرف «باء» در هر دو كلمه نشان از استقلال هر يك از ديگري دارد و از اين رو، گفتار مجاهد صحيح نيست.[٧]
[١]. براي نمونه رك: المنار، ج١٢، ص٧٩.
[٢]. همان، ج٩، ص٨٩ و ٩٠.
[٣]. همان، ج٩، ص٩٠.
[٤]. همان، ج٩، ص٤٤.
.[٤٩٥] رشيد رضا در نقل روايات در صورتي كه شيخين آن را نقل كرده باشند، در موارد زيادي ابتدا از آن دو نقل كرده و آنگاه به منابع و طرق ديگر اشاره دارد. به عنوان نمونه رك: همان، ج٧، ص٢٠٣، ج١، ص٨٨، ج٢، ص١٧؛ علاوه بر آن در مواردي جهت نشان دادن قوت سند مينويسد: «رواه هذا الحديث كلهم محتج بهم في الصحيحين» (همان، ج٧، ص٧٧) كه نشان از مزيت راويان صحيحين نزد او دارد.
[٥]. همان، ج٨، ص٤٤٩.
[٦]. همان، ج٨، ص٢١١.