علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٨٤ - روششناسی نقد و فهم حدیث در تفسیر المنار
تواتر و اجماع و سيرة عملي پيامبر٦ ـ كه به دست ما رسيده ـ تنها سنت صحيحاند كه در فهم قرآن كاربرد دارند و نه چيز ديگر.[١]
همانگونه كه پیداست، سيد جمال نيز توجه و اعتنايي به خبر واحد ندارد و حرفي از آن نميزند.
حجيت نداشتن موقوفات و مراسيل صحابه
بسياري از محدثان اهل سنت به دليل عدالت صحابه و اينکه آنها زمان نزول قرآن را درک کردهاند، مراسيل آنها را حجت و در حکم حديث مرفوع ميدانند.[٢] صبحي صالح در اين باره مينويسد:
بيشتر علما به مراسيل صحابه، احتجاج كردهاند و آن را ضعيف نميدانند؛ زيرا غالباً صحابي كه حديث را نقل ميكند، سماع مستقيم از پيامبر٦ براي او معذور نبوده است.[٣]
سيوطي در تدريب الراوي نيز مينويسد:
در صحيحين مراسيل صحابه آمده است؛ زيرا بيشتر روايات مرسل صحابه از صحابة ديگر نقل شده و تمام آنها عادلاند.[٤]
مؤلفان المنار، برخلاف اين ديدگاه، نظر ديگري دارند و حجيت مراسيل و موقوفات صحابه و عدالت آنها را قبول ندارند. بي توجهي به قول صحابه و مردود دانستن اخبار ايشان در نظر آن دو، بيش از هر چيز، ريشه در روايت كردن آنها از اهل كتاب دارد.[٥] عبده در اين باره ميگويد:
ترديدي نيست كه برخي از اصحاب، مانند ابوهريره و ابن عباس از اهل كتاب و حتي از كعب الاحبار، روايت نقل كردهاند. اين در حالي است كه بنا بر نقل بخاري، معاويه دربارة كعبالاحبار گفته است كه ما دروغ را از او ميآموزيم.[٦]
رشيد رضا نيز بر همين اعتقاد است و ميگويد:
بسياري از رواياتي را كه ابوهريره نقل ميكند، از پيامبر٦ نشنيده است... . از اين رو، موقوفات صحابه به درجة حديث مرفوع نميرسند.[٧]
.[٤٥٨] همان، ج٢، ص٣٨.
.[٤٥٩] همان، ج١، ص١١٥.
.[٤٦٠] روش علامه طباطبايي در الميزان، ص٢١٢.
[١]. التفسير و المفسرون، ج٢، ص٢٧٥.
[٢]. المنار، ج١، ص١٣٧ و ١٣٨.
[٣]. همان، ج٣، ص٢٩١.
[٤]. تفسير جزء عم، ص١٨٢.