علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤ - دامنه حجيت احاديث تفسير
ب. برخی بر این باورند که گزارههای غیر تعبّدی، اعمّ از تفسیری و کلامی و...، جز با مستند قطعی و مفید قطع جازم، قابل اثبات نیستند.
ج. برخی نیز بر این عقیدهاند که سیرة عقلا و دیگر ادلّة تعبّد به خبر ثقه و مانند آن، احادیث را در گزارههای تفسیری، همانند گزارههای فقهیِ تعبّدی، اعتبار میبخشند.[١]
د. برخی نیز، بر اساس نظریة توسعة تعبّدیِ سیرة عقلا در حجّيت خبر، از مبنای مورد تحقیق در این مقاله پیروی کرده، معتقدند که حجّيت خبر ثقه، مخصوص حوزههای تعبّد برداری چون ثقه است؛ زیرا گزارههای غیر تعبّدی، اعمّ از تفسیری و کلامی و غیره، جز با دلیل مفید وثوق و اعتماد وجدانی قابل اثبات نیستند. این وثوق وجدانی تنها با دلایل موجب قطع، اطمینان و یا وثوق نوعی پیدا می شود، نه با خبری که ادلّة توسعة تعبّدی ما را متعبّد به آن ساخته باشد. پس خبر موجب وثوق هم در حوزة فقه حجّيت دارد و هم در حوزة تفسیر و مانند آن. البتّه پیدایش وثوق به صدور و یا احراز نبود قرینه بر ارادة معنای خلاف ظاهر ـ که شرط حجّيت ظهور است ـ در گزارههای مختلف غیر تعبّدی، به تبع میزان اهمّیت و خطیر بودن آنها میتواند متفاوت باشد؛ به گونهای که بسا در مواردی جز با خبر و دلیل قطعی یا اطمینانی، اعتماد و وثوق پیدا نميشود؛ همچنان که در غالب موارد، با خبر ثقه، یا موثّق و احیاناً با خبر حَسن، وثوق و اعتماد وجدانی حاصل میگردد و در نتیجه، مفهوم کشف و تفسیر صدق میکند؛ یعنی میزانی از وضوح و انکشاف حاصل میگردد که مسمّای کشف و تفسیر و دلالت، بر آن صادق باشد. به عبارت دیگر، این نظریه، میان خبر موثوق الصدور و خبر ثقه در حجّيت، تفصیل میدهد؛ زیرا خبر مورد وثوق را پیوسته در گزارههای تفسیری و غیر تفسیری، همانند گزارههای فقهی حجّت میشمارد؛ ولی خبر ثقه را، اگر موثوق الصدور نباشد، تنها در گزارههای تعبّدی، یعنی فقهی، حجّت میشمارد، نه در حوزهای فراتر از محدودة اعتبار و تعبّد؛ زیرا اگر خبر ثقه مفید ظنّی کمتر از میزان موجب وثوق و اعتماد وجدانی باشد، مفهوم تفسیر ـ که لازمهاش پیدایش مسمّای کشف و انکشاف وجدانی است ـ تحقّق نخواهد یافت.[٢] بلی با چنین مستندی میتوان ملتزم به حکم تعبّدی در آیات فقهی شد و به مفاد آن در مقام عمل متعبّد بود.
چون اختلاف نظر در دامنة حجّيت احادیث تفسیري، به صورت عمده، به تفاوت دیدگاه آنان در
مبانی حجّيت حدیث و به میزان توجّه و دقّت آنان در ماهیت و مفهوم تفسیر برمیگردد، این نوشتار، برای تبیین دامنه حجّيت احادیث تفسیری و پاسخگویی به نقاط ابهام یا اختلافخیز بحث، در چهار فصل سامان مییابد؛
یک. ماهیت تفسیر و ملاکهای حجّيت در حوزة تفسیر،
دو. دامنة حجّيت احادیث تفسیری،
سه. حجّيت احادیث تفسیری در تعارض با کتاب و سنّت،
[١] استاديار دانشكدۀ علوم حديث و مدير گروه تفسير پژوهشكدۀ علوم و معارف حديث.
[٢]. چه قایلان این نظریه در گزارههای کلامی معتقد به لزوم قطع باشند یا نباشند.