علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٧ - حجيّت و نقش دانشهای بشری در فهم و نقد روايات
دليل علمي بر وجوب آن، ابداع ميكنند؛ مانند اعتقاد به اينكه زمين قطعهاي جدا شده از خورشيد بوده است و... اما... واقعيت اين است كه خلط برهانيات با استحسانات جايز نيست.[١]
از ديدگاه وي، دين بايد مستند بر دليل برهاني و يا كشف عرفاني باشد[٢] و دليل جدلي و ظنّي كافي نيست؛ چرا كه «ظن علم نيست، حتي اگر صاحب آن به حد يقين برسد».[٣] لذا در ذيل آيه: Gأَمَّن يَبْدَؤُا الْخـَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَمَن يَرْزُقُكُم مِنَ السَّماءِ وَالْأَرْضِ أَءِلهٌ مَّعَ اللَّـهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَF[٤] مینویسد:
اين آيه دلالت دارد بر آنكه دعوي بيبرهان پذيرفته نيست.[٥]
و مجلسي را ـ كه ايمان عوام درس نخوانده را كاملتر از مدققين علما دانسته است ـ نقد كرده، ميگويد:
عالم به برهان و دليل، البته ايمانش كاملتر از مقلد است.[٦]
البته، گفتني است كه وي علم ممدوح در شرع را علم دين ميداند[٧] و معتقد است: «علمي كه در روايات به آن تصريح شده است، علم دين است»؛[٨] يعني «علمي كه براي آخرت مفيد و متعلق به عمل»،[٩] و «بعد از مرگ استفاده از آن متوقف بر بدن»[١٠] نباشد؛ يعني دانشي كه سعادت آفرين بوده و موجب اعراض از دنيا باشد، و اگر دانستن، به تنهايي موجب سعادت بود، قطعا ًباید ابوذر، مقداد و امايمن درآخرت در زمرۀ اشقيا باشند؛[١١] در حالي كه ميدانيم ابوذر، به مقتضاي شرع، سعادتمندتر از خيّامي است كه دانش وي را نداشت.[١٢] از اين رو، در باب النوادر (در كتاب فضل دانش) بعد از نقل روايات مينويسد:
حاصل همه اين روايات اين است كه دانش معتبر علم به او و حكمتهاي اوست؛[١٣]يعني دانشهایي كه به حكمت دعوت ميكنند، نه آن دسته از علوم دنيوي كه آخرت در آن ناديده گرفته ميشود و گرنه بايد بقراط و جالينوس و امثال آنها نزد خدا از سلمان و ابوذر برتر ميبودند؛ چرا كه طب افضل علوم دنيوي است.[١٤]
[١]. نقد الحدیث، ج٢، ص١٦.
[٢]. مبانی نقد متن الحدیث، ص ١٤٩؛ فقه الحدیث و نقدالحدیث، ص ١٤٢؛ علامه طباطبایی و حدیث، ص٦٠.
[٣]. روششناسی تفسیر قرآن، ص٣٦٧ ـ ٣٦٩؛ ر.ک: روش فهم حدیث، ص٢٠١.
[٤]. ر.ك: شروط و آداب تفسیر و مفسر، ص١٧٦.
[٥]. شرح اصول الكافي، ج٤، ص٤٢.
[٦]. همان، ج١، ص١٧٧.
[٧]. مجمع البيان، ج٤، ص٣٧٧.
[٨].سوره نمل، آيه ٦٤.
[٩]. «آیا آن کس که خلق را آغاز میکند و سپس آن را باز میآورد، و آن کس که از آسمان و زمین به شما روزی میدهد؟ آیا معبودی با خداست؟ بگو اگر راست ميگويند، برهان خويش را بياورند» (منهج الصادقين، ج٧، ص٤٩).
[١٠]. همان، ج٧، ص٥٠٠.
[١١]. شرح اصول الكافي، ج٢، ص٤٧.
[١٢]. همان، ج٢، ص١٥٧.
[١٣]. مجمع البيان، ج١، ص٥٠٢.
[١٤]. شرح اصول الكافي، ج٩، ص٣٧١.