علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١٦ - اخلاق سیاسی در رفتار پیامبر
پیامبر عملی برخلاف دستور ایشان انجام میدهند؛ زیرا رسولالله به ایشان دستور جنگ نداده بود، بلکه تنها قرار بود اخباری از تحرّکات مشرکان برای پیامبر به دست آورند. این عمل، اگرچه منجرّ به لو رفتن اسرار عمل پیامبر نزد مشرکان شد و به طور طبيعي، باید از این حیث مورد عتاب رسول اکرم واقع میشد، لکن مورد برخورد تند و علنی آن حضرت، و نه صرفاً توبیخ و بازخواستی محرمانه، قرار میگیرد.
در جریان فتح مکه رسولخدا سعی داشت که بیخبر وارد مکه شود و قریشیان از حرکت و عملیات او مطلع نگردند. حاطب بن ابی بلتعه، یکی از مهاجران، نامهاي به قریش نوشت و جریان حرکت آن حضرت را در آن نامه درج کرد و آن را به زنی سپرد و مزد زیادی برای آن زن معین کرد که نامه را به قریش برساند. پس از آنکه خداوند رسولش را از این مطلب آگاه نمود، علی بن ابی طالب به امر پیامبر در میانۀ راه مکه نامه را از آن زن گرفته، به نزد رسول اکرم آورد. لکن رسول الله با چنین عمل خطايي با اغماض برخورد نمود.[١]
در این جریان، عمل حاطب بن ابی بلتعه جُرمی بزرگ شمرده میشود؛ چرا که او میخواست سرّ عملیّات حکومت در حال جنگ را افشا نماید؛ اگرچه با تقدیر الهی این تدبیر او با شکست مواجه شد. مقایسۀ برخورد همراه اغماض و تخفیف پیامبر را با حاطب ـ که یکی از افراد عادّی جامعه و بدون مسئولیّتی حکومتی بود ـ با برخورد بدون اغماض ایشان با عبدالله بن جحش و یارانش ـ که عامل حکومت بودند ـ به روشنی، گویای این نکتۀ اخلاق سیاسی آن حضرت است.
ممکن است بر این سخن اشکال نماييد که در هر دو داستان فوق، آیات قرآن نازل شد، در حالی که عمل ابن جحش را قابل بخشش دانسته،[٢] و عمل ابن أبی بلتعه را قابل نکوهش شمرده است.[٣]
پاسخ، آن است که من در مقام بیان تفاوت داوری بر اساس ظاهر، و برخورد ابتدايي پیامبر با این دو عمل هستم؛ اگرچه با راهنمايي خداوند نسبت به مکنونات قلبی این دو گروه نتیجۀ قضاوت نهايي رسولالله متفاوت شده باشد.
٨. احترام به سنتها و قراردادهای اجتماعی غیر منافی با مبانی دینی
در بسیاری از انقلابهای سیاسی، آن گاه که انقلابیان به پیروزی میرسند، به زیر و رو کردن تمامی مناسبات و ارزشهای سنتی اجتماعی پرداخته، اصل را بر تغییر همه جانبۀ چهرۀ جامعۀ پیش از انقلاب
[١].السیرة النبویّة، ج٤، ص١٧٣؛ زندگانی محمّد، ج٢، ص٣٣٤؛ المغازي، ج٣، ص١٠٤٨ ـ ١٠٤٩.
[٢].السیرة النبویّة، ج٣، ص٦٨؛ زندگانی محمّد، ج٢، ص٩٠؛ تاريخ يعقوبي، ج٢، ص٤٧؛ المغازي، ج١، ص٢٠٩ ـ ٢١٤.
[٣].الميزان في تفسير القرآن، ج٤، ص٥٦.