١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١٥ - اخلاق سیاسی در رفتار پیامبر


اعتراضات تند، و گاه بی‌ادبانۀ پاره‌اي از اصحاب را گزارش نموده‌اند؛[١] بدون آن‌که هیچ‌گونه ممانعت قبلی یا برخورد بعدی از جانب رسول الله٦ با این افراد صورت گرفته باشد، و همین بزرگواری پیامبر اکرم این افراد معترض را آن‌چنان دچار شرمندگی می‌کند که به گفتۀ پاره‌اي از ایشان تا مدّت‌ها مترصّد تلافی این تندی و جبران این بی‌ادبی خود بوده‌اند.

در داستان جنگ حنین و نحوۀ تقسیم غنايم آن جنگ ـ که پیامبر طبق دستور خداوند بیشتر غنايم را به سران قبايل اختصاص دادند و به مؤلفة قلوبهم شهرت یافت و به انصار مدینه غنیمتی تعلّق نگرفت ـ خرده‌گیری‌ها نسبت به این عمل پیامبر منحصر به اعتراض مؤدّبانۀ انصار نبود، بلکه برخی از مسلمانان با لحن عاری از ادب به آن پیشوای معصوم با تندی اعتراض نمودند:

در آن روز، مردى از بنى تميم به نام ذوالخويصره به نزد رسول خدا٦ آمده، گفت: يا محمّد، من امروز تقسيم تو را ديدم.

رسول خدا٦ فرمود: خوب، چگونه ديدى؟

گفت: عدالت را مراعات نكردى!

رسول خدا فرمود: واى بر تو! اگر عدل و داد در نزد من نباشد، نزد چه كسى خواهد بود؟

عمر بن خطاب برخاسته، گفت: يا رسول الله، او را نكشم؟

فرمود: نه. او را واگذار.[٢]

٧. برخورد قاطعانه با تخلفات عمّال حکومت، و تسامح با مردم خطاکار نادم

بسیاری از حکام در برابر خطای رعایا سختگیر هستند؛ در حالی که نسبت به خطای عمّال حکومت خود با اغماض برخورد می‌کنند. نزدیکی به زمامدار و ورود به محدودۀ قدرت، آن‌چنان مصونیّتی برای اشخاص فراهم می‌کند که اغلب افراد حاضرند به هر قیمتی خود را به این جرگۀ پولادین وارد نمایند. در تمامی حکومت‌ها، همین که کسی مورد عنایت ویژۀ نظام قدرت واقع شود، دیگر با خاطری آسوده می‌تواند به هر عملی دست بزند و مطمئن باشد که در برابر جرايم و جنایاتی که مرتکب می‌شود، مؤاخذۀ سنگینی در انتظار او نخواهد بود؛ اما اخلاق سیاسی پیامبر اکرم٦ دقیقاً نقطۀ مقابل این مشی جاری است. آن حضرت در موارد اشتباهات رعایا اغماض بیشتری به خرج می‌دادند، ولی خود را در مورد خطاهای عمّال حکومت مسئول دانسته، آنان را مورد مؤاخذه شدیدتر قرار می‌دادند.

نمونه‌اي از خطاهای عمّال حکومت ـ که با برخورد شدیدی از جانب رسول اکرم مواجه شد ـ ماجرای گروه هشت نفره‌اي است که به سرکردگی عبد الله بن جحش، به طور محرمانه برای جمع آوری اطلاعاتی از تحرّکات مشرکان مکه فرستاده شده بودند[٣]. مسلم است كه این هشت نفر افراد مورد اعتماد پیامبر بوده‌اند که برای چنین مأموریّتی ویژه برگزیده شده بودند. در این ماجرا، فرستادگان مورد اعتماد


[١].همان، ج٧، ص٣٧٥.

[٢].Gفَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّـهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لَا نْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَF (سوره آل‌عمران، آيه ١٥٩).

[٣].السیرة النبویّة، ج٣، ص١٩٩؛ زندگانی محمّد، ج٢، ص١٤٢ ـ ١٤٣؛ تاريخ يعقوبي، ج‌٢، ص٤٩؛ المغازي، ج‌١، ص٣٦٣ ـ ٣٨٠.