شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦١ - سخني از نور
حضرت فرمودند: «لا تقس. فان اول من قاس ابليس حين يقول: خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ [١]. فقاس بين النار و الطين. ولو قاس نورية آدم بنورية النّار عرف فضل ما بين النورين وصفاء احدهما علي الاخر [٢]؛ قياس مكن، زيرا نخستين كسي كه قياس كرد ابليس بود، آن هنگام كه گفت: مرا از آتش آفريدي و او را از گل. پس، او آتش و گل را با هم قياس كرد و اگر نورانيت آدم را با نورانيت آتش مقايسه ميكرد، برتري بين اين دو نور را ميشناخت و درخشندگي يكي را بر ديگري در مييافت».
از سر همين اشتباهكاريها و ظاهربينيها و بستن درهاي باطن بود كه مردم پيغمبران و رسولان را انكار ميكردند، آن هم بدين علت كه آنان، عليهم السلام، مانند ديگران در بازارها راه ميرفتند و ميخوردند و ميآشاميدند
| جمله عالم زين سبب گمراه شد |
| كم كسي زابدال حق آگاه شد |
| همسري با انبيا پرداختند |
| اوليا را همچو خود پنداشتند |
| گفته اينك ما بشر ايشان بشر |
| ما و ايشان بسته خوابيم و خور |
| اين ندانستند ايشان از عمي |
| هست فرقي در ميان بي منتها |