شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٠ - تتميم و تنوير
بالذّات واجب الوجود از جميع جهات و حيثيات است، ولي اگر ميخواست كه فيض خويش را مقبوض و سايه وجود را ساكن قرار دهد، قطعاً آن را ساكن و مقبوض ميكرد؛ اما چنين نخواست و محال است كه بخواهد.
قدرت در اصطلاح متكلّمان يعني صحت فعل و ترك؛ [كه اين تعريف] به سبب توهم لزوم موجَب و مجبور شدن خداوند بوده، در حالي كه خداوند از مجبور بودن منزّه است. و اين چنين تنزيهي خود تشبيه است و چنين تقديسي تنقيص، زيرا مستلزم تركيب در ذات حق و امكان در صفت ذاتي خداوند است كه خداوند بسيار بسيار برتر از اينهاست. و ايشان دقّت نكردهاند كه فاعل موجَب كسي است كه فعلش بدون علم و اراده انجام شود و يا فعلش مخالف با ذاتش باشد و حال آن كه علم و قدرت و اراده خداوند عين ذاتش هستند و ذات و صفات او متّحدند و همه چيزهايي كه جعل ميكند هماهنگ و ملائم با ذاتش است.
پس، وقتي كه فعل صادر از فاعل ممكن با وجود علم ناقص ممكن و از بين رونده او و اراده تحت تأثير انگيزههاي زايد بر ذات خارجي و هدفهايى كه براى ذات حاصل نيست از سر اختيار باشد، در مورد فاعل واجب از حيث ذات و صفات چگونه است؟!
حال آيا به نظر تو وجوب ذات و تمام بودن صفات و بسيط بودن حقيقت و شدت احاطه و علم سرمدي و اراده ازلي موجَب و مجبور بودن را لازم ميآورد؛ يا امكان و لا شيء بودن و زوال و بطلان حقيقت نابود شدن ذات و صفات و حدوث و تجدد و دگرگوني و تغيّر از شرايط اختيار است؛ و يا امكانِ انجام ندادن منجر به جهل ميشود، و يا امكان ذات فاعل از جمله امور تحقق حقيقتِ اختيار به شمار ميرود؟
پس اى دوست، از خواب بيدار شو و با چشم حقيقت و بصيرت به پروردگارت بنگر، مباد كه از زمره نادانان باشى.