شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩ - (از تو درخواست ميكنم)
براي خاتم پيغمبران (به اصالت) و براي جانشينان آن حضرت (به تبعيت)؛ درود خدا بر او و بر جانشينانش باد.
اسئلك
[١](از تو درخواست ميكنم)
درخواست اگر با زبان استعداد باشد رد نميشود و چنين دعايي مقبول و مستجاب خواهد شد، زيرا اجابتكننده درخواست وجودي تامّ و فوقتمام است و فيض او كامل و فوقكمال است. عدم ظهور فيض و افاضه او به علت كمي استعداد در دعاكننده است و اگر شخص واقعا مستعد پذيرش فيض باشد، پروردگار او را از خزائني كه بيپايان و فناناپذير است و معادني كه تمامنشدني و نقصانناپذير است بهرهمند ميسازد.
بنابراين، سزاوار است دعاكننده در پاكيزگي باطن و پالايش قلب خود از پليديها و صفات رذيله بكوشد تا دعايش از زبان گفتار به زبان حال، و از زبان حال به زبان استعداد، و از ظاهر به باطن سرايت كند و خواستهاش برآورده شود و به مقصود برسد.
تو هم بكوش درونت دعاكننده و باطنت طالب باشد تا درهاي ملكوت بر قلبت گشوده شود و اسرار جبروت بر درونت فاش شود و كشتي عقلت در درياهاي خير و بركت به راه افتد و به ساحل نجات رسد و تو را از گرداب هلاكت نجات دهد و با دو بال از اين سراي ظلماني و ديار بدبختي به عالم انوار پرواز كني. لذا، از اينكه هدفت از [توسل به] اين
[١]. شيخ عارف كامل ما، ادام الله ايام افاضاته، در جواب سؤالم درباره مورد درخواست در اسئلك پاسخ دادند: مورد درخواست رسيدن به مقام اين اسماء است. پس درخواست معصوم، عليه السلام، در «اللهم اني اسئلك من بهائك بابهاه» مقام ابهائيت است و طلب متجلي شدن به تمامترين تجلي از بين تجليات بهائيت. خواستهاو نيز به وسيله تجلي اتمّ برآورده ميشود و تمام تجليات بهائيت را فاني در ذات پروردگار ميبيند و هنگام رسيدن به اين مقام و رجوع از كثرت به وحدت تفاوت بين تجليات را نفي ميكند و با زبان قال ميگويد: «وكل بهائك بهيّ». او در زمان نيل به اين مقام ميخواهد كه در آن مقام جاي گيرد و مستقر شود. پس، به واسطه تمامي اسماء الهي درخواست ميكند كه او را در اين مقام مستقر نمايد و لذا ميگويد: «اللهم اني اسئلك ببهائك كله». پس، درخواست در مقام اول غير از قسم به اسماء و صفات است. در مقام دوم، داعي خداوند را قسم ميدهد كه او را مستقر نمايد: وليس وراء عبادان قرية، تا اين كه اين اسماء و صفات وسيله آن باشد.