شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٦ - تمثيل
الهيّه خواهند بود؛ ولي اگر او را كتابهاي گوناگون بدانيم، هر يك از آنها (باطن، روح، عقل، نفس، خيال و طبع) كتاب مستقلي است كه بابها و فصلهايي دارد. و اگر هر دو اعتبار را با هم لحاظ كنيم، كتابي است داراي جلدها و قرآني داراي سورهها و آيات. بنابراين، انسان كامل به وجود تفريقي و به اعتبار تكثر «فرقان» است چنانچه روايت شده كه علي، عليه السلام، فرقان يعني جداكننده حق از باطل است [١] و به اعتبار وجود جمعي «قرآن».
تمثيل
بدان كه اين انسان كامل است كه مثل اعلاي خدا و آيت كبراي او و كتاب مستبين حق و نبأ عظيم است. او بر صورت حق آفريده شده و با دستان قدرت او وجود يافته و خليفه خداوند بر مخلوقات او و كليد باب معرفت حق است. لذا، هر كه او را بشناسد خدا را شناخته است. او با هر صفتي از صفات و تجلياي از تجلياتش آيتي از آيات خداوند و از امثال عليا براي شناخت كامل خالقش است.
نيز بايد دانست كه كلام عبارت است از تعيّن هوايي كه از درون انسان خارج ميشود [و اين تعين] با حركت هوا در جايگاههاي خروج هوا و عبور از مراحل سرّ به خارج و ظهور از عالم غيب به عالم شهادت تحقق مييابد. بدين ترتيب، آنچه در ضمير و نهاد گوينده است و باطن مقصد و حقيقت امر او را روشن و آشكار ميكند ايجاد و انشاي كلام توسط متكلم و تنزّل آن از عالم غيب به عالم شهادت و از آسمان سرّ به مرحله علن است، سبب آن نيز حبّ ذاتي متكلم به ابراز كمالات باطني و اظهار ملكات درونياش است. از آن جا كه قبل از تكلم و ايراد كلام كمالات متكلم در مرتبه خفاست و او دوست دارد آنها را ظاهر و آشكار كند كمالاتش را در قالب كلام ايجاد و انشا ميكند تا قدر و منزلتش
[١]. احاديث فراواني بدين مضمون وجود دارد. رك: بحارالانوار؛ ج ٣٦ و ج ٣٧، ص ٢٢٦ و ص ٢٩٢.