شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣
اما بعد، اين فقير درگاه پروردگار عظيم كه افتخار انتساب به رسول كريم را دارد، سيد روحالله بن سيد مصطفي خميني هندي، عفي عنهما، ميگويد: دعاهايي كه از خزائن وحي و شريعت و حاملان علم و حكمت به ما رسيده از بزرگترين نعمتهاي خداوند بر بندگان و از جمله رحمت واسعه او بر شهرها و ديارها است؛ زيرا اين دعاها پيوند معنوي ميان خالق و مخلوق، رشته ميان عاشق و معشوق، وسيله ورود به دژ محكم خداوند، و عامل تمسك به عروةالوثقي و حبلالمتيناند. اما روشن است كه رسيدن به اين غرض نهايي و مقصد والا جز به قدر توان آدمي در توجه به معناي ادعيه و قدرت او در فهم اسرار و حقيقت آنها ممكن نيست.
در اين ميان، من دعاي مشهور مباهله را كه از ائمه اطهار، عليهم السلام، به منظور توسل به حضرت نورالانوار در سحرگاهان به ما رسيده از دعاهايي يافتم كه قدرش بسي جليل و منزلتش بسي رفيع است، زيرا مشتمل بر صفات حسناي الهي و امثال علياي ربوبي است و اسم اعظم و تجلي اتمّ اقدم پروردگار در آن آمده است؛ لذا خواستم آن را از بعض جهات، با تواني اندك و دانشي ناچيز، به مقدار استعداد خويش شرح دهم؛ اما حرباء (آفتابپرست) را به توصيف خورشيد و خفاش را به نگريستن به نور آن چه كار؟ با اين حال، به قول آن شاعر استناد كرده و به راستي ميگويم:
| جائت سليمان يوم العيد قبرة |
| أتت بفخذ جراد كان في فيها |