شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٥ - اسم اعظم
آنها بر وى آشكار مىگردد. (و به نظر حضرت امام (قده) سفر به سوى اعيان ثابته است كه ربّ و اصل حقايق خارجيه مىباشد) و از اسرار آنها و چگونگى سير آنها آگاهى مىيابد. و در اين سفر به مرتبهاى از نبوت مىرسد كه نبوت تشريعى نمىباشد، زيرا حقيقت نبوت خبردار شدن از اسما و صفات و افعال حق است.
پس از آن اگر سالك سفر چهارم را نيز پيمود و به وجود حقانى از خلق به خلق حركت كرد (و به نظر امام (قده) از اعيان ثابته به اعيان خارجيه سفر كرد.) به مخلوقات و سود و زيانهاى آنها و چگونگى سير و كمال آنها به سوى وطن اصلى معرفت پيدا مىكند و از احكام ظاهرى و باطنى و از اسما و صفات و ذات حق خبر مىدهد و به مقام و نبىّ صاحب شريعت مىرسد.
البته بايد توجه داشت كه همه رسولان صاحب شريعت اين چهار سفر را تمام كردهاند ولى تفاوت مراتب آنها به اسمى است كه به آن رسيدهاند. و نبى اكرم (صلىالله عليه و آله) به اسم الله الاعظم رسيده و به همين دليل شريعت وى خاتم شرايع است. و هر صاحب سيرى كه پس از نبى صاحب شريعتى سفرهاى فوق را به اتمام برساند اگر در دايرة همان اسم نبى مشرّع باشد تابع وى خواهد بود، و چون پس از نبى اكرم (ص) هر سيرى كه انجام شود از دايره و محدودة اسم اعظم «الله» نمىتواند بيرون باشد ديگر هيچ صاحب شريعتى ظهور نخواهد كرد و همة سالكان راه حق تابع شريعت نبى اعظم (ص) قرار خواهند گرفت.
اسم اعظم
«اسم» به معناى علامت و نشانه است. اسماى حق علامتها و نشانههاى وجود حقتعالى هستند و همة موجودات نشانهاى از حق را دارا بوده و صفتى يا صفاتى از حق را نشان مىدهند و همه اسماى خداوندند كه برخى برتر و برخى پايينترند.
الفاظى كه با آن به صفتى از حق اشاره مىشود مثل «عليم»، «قادر»، كه بيانكنندة علم و قدرت حق است در حقيقت اسم «اسم» است. و اسم حق همان حقيقت و موجودى است كه اين صفت را داراست و اين لفظها آن را حكايت مىكنند. با توجه به توضيح بالا «اسم اعظم» عبارت از آن علامتى است كه نشاندهندة همة كمالات حقتعالى باشد و حقيقت آن موجودى است كه واجد همة كمالات حقتعالى است ولى چون «ممكن» است همة كمالات را با نقض