گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥ - بخش دوم رضا وتسلیم
گناه «راضی بودن به معصیت» و اصل رضا
سؤال دیگر: یکی از گناهان راضی بودن به معصیت است. معصیت را کس دیگر کرده و بسا هست که در قرنها پیش واقع شده ولی امروز وقتی انسان فکر میکند، راضی است به آن و خوشحال است که چنین جریانی واقع شده. نقطه مقابلش ناراضی بودن از معصیت است و راضی بودن و علاقهمند بودن به یک جریان طاعت و خوبی. هر دو را عرض میکنم.
در نهجالبلاغه است[١] : امیرالمؤمنین از صفین برمیگشت. شخصی خدمت ایشان عرض کرد: وَدِدْتُ اَنَّ اَخی فُلانآ کانَ شاهِدَنا لِیری ما نَصَرَک اللهُ بِهِ عَلی اَعْدائِک. دوست داشتم برادرم[٢] فلان کس در اینجا با ما میبود تا در اجر این جهاد با ما شریک میشد. فرمود: اَهَوی اَخیک مَعَنا آیا دلش با ما بود، میلش با ما بود یا نه؟ دلش میخواست که با ما باشد؟ گفت : بله، میخواست با ما باشد ولی موفق نشد. فرمود: پس با ما بوده؛ چون میخواسته که با ما باشد با ما بوده است. بعد فرمود: و بلکه با ما هستند و بودهاند کسانی که در اصلاب آباء و ارحام امّهات هستند. نه فقط برادر تو، رفیق تو با ما بوده، بلکه افرادی که هنوز در صلبهای پدران و در شکمهای مادرانند، آیندگان هم با ما بودند، آیندگانی که فکرشان با ما خواهد بود و وقتی که میآیند آرزو دارند کهای کاش با ما بودند.
اگر سخن کسی که میگوید: «یا لَیتَنی کنْتُ مَعَک فَاَفوزَ فَوْزآ عَظیمآ[٣] » یک حقیقت باشد و نه یک لفظ، یک واقعیت باشد که یک کسی آنچنان میل و آرزویی داشته باشد که اگر میبود واقعا شرکت میکرد، نه این که فقط بخواهد تلفّظ کند، او مثل کسی است که در آنجا بوده. عملا توفیق پیدا نکرده، ولی از طرف او که ابائی نبوده.
[١] . خطبه ١٢.
[٢] . حالا برادر تنی بوده یا ایمانی، مشخص نیست.
[٣] . بحارالانوار ج ٩٨ / ص ١٨٤؛ كامل الزیارات ص ٢٣٧.