گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥ - بخش اول توکل
در قرآن همه جا توکل آمده است نه توکیل، ولی توکل با «علی» به کار برده شده است: «تَوَکلْتُ عَلَی الله» یعنی این کار را من به عهده گرفتم به اتکاء پروردگار، نه اینکه از عهده خودم برداشتم به عهده او گذاشتم. کار را به عهده میگیرم و در این وظیفه سنگینی که به دوش گرفتهام به او تکیه میکنم؛ بر خلاف ادعایی که تودهایها تبلیغ میکردند و میگفتند مردمی که به توکل معتقدند، ]کار را از عهده خود برمیدارند و به عهده خدا میگذارند. [ممکن است عده خیلی نادری آن طور فکر کنند، اما ما میبینیم حتی بسیاری از همین مردم عادی مفهومشان از توکل مفهوم صحیحی است. میبینید فردی کاری را که مشکل و خطرناک است میگوید من این کار را انجام میدهم؛ به او میگویید این کار خطر دارد چطور انجام میدهی؟! میگوید: توکل به خدا، انجام میدهم. این «توکل به خدا» به این معنا نیست که من انجام نمیدهم خدا انجام بدهد، میگوید انجام میدهم و توکل میکنم به خدا.
بسیاری از مردم در بسیاری از مواقع مفهومشان از کلمه توکل این است که وقتی میبینند کارْ سخت و سنگین است و احتمال شکست و خطر در آن هست، نیروی ایمانشان زنده میشود و البته این را هم در کارهای صحیح میگویند؛ هیچ کس نمیگوید دزدی میکنم تَوَکلْتُ عَلَی الله؛ میفهمد اینجا جای توکل نیست؛ یعنی هیچ کس به آنها وعده نداده که دزدی کن خدا در دزدی تو را یاری میکند. در کارهای مقدس و صحیح میگویند این کار را میکنم، توکل به خدا.
مثلا یک جراح در یک عمل جراحی احتمال خطر میدهد، دلش میلرزد که آیا موفق میشود یا موفق نمیشود و شکست میخورد. ولی میفهمد کار خوبی دارد انجام میدهد. میگوید البته احتمال شکست هم میدهم، مثلا چهل درصد شاید این بیمار درمان نشود ولی انجام میدهم توکلتُ علی الله؛ توکل به خدا این عمل جراحی را انجام میدهم.