گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٧ - بخش دوم رضا وتسلیم
استاد : این را من به طور اشاره عرض کردم که همان مسئله خیر و شر است؛ و به همان مطلبی که آنجا گفتم توجه داشتم و اگر در جلسه گذشته میدیدید که تَلَجْلُج و تَمَجْوُجی در بیانم بود روی همین حساب بود. در این آیه قرآن دارد که حضرت موسی گفت: رَبِّ اشْرَحْ لی صَدْری. وَ یسِّرْلی اَمْری. وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانی[١] . خدایا گره را از زبانم باز کن.
روی این بحث کردهاند که «گره از زبانم باز کن» یعنی چه؟ بعضی یک مفهوم ظاهری را گرفتهاند که زبان حضرت موسی وقتی بچه بود و میخواست آتش را ]در دهانش بگذارد سوخت و دچار لکنت شد،[ آن قصهای که میگویند فرعون امتحانش کرد و بعد زبان حضرت موسی گرفت و از آن پس سرزبانی حرف میزد. این، معنی «وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانی» و «گره از زبان من باز کن» نیست. مفهوم این آیه غیر از این است که زبان من را شفا بده. معلوم است که حرفهایی بوده که نمیتوانسته بزند از باب اینکه در یک سطح بالاتری است از آن سطحی که فعلا میخواهد صحبت کند.
آنچه که مسئله رضا را در سطح بالاتر قرار میدهد که حتی در کتابهایی نظیر اسفار مطرح میشود یا ملای رومی در مثنوی آن را طرح میکند و امثال خواجه نصیرالدین طوسی و میرداماد طرح میکنند آن جنبه خیلی دقیق مطلب است که از طرفی روی عقاید توحیدی، ما نباید به دو منبع قائل بشویم، باید منبع را یک چیز بدانیم ولی از طرف دیگر مسئله شرور و بدیها در عالم مطرح است. هر حلی که در باب شرور میکنند در اینجا هم همان حل وجود دارد. چون ما در آنجا صحبت کردیم و به طور خلاصه هم نمیشود در اینجا صحبتی کرد نمیتوانیم تکرارش بکنیم. آن جنبه مشکل قضیه همان است.
[١] . طه / ٢٥ ـ ٢٧.