تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٢٦٥ - تنوع تفسیر اجتهادی
کافر گردد، یا باید هر دو استحقاق (پاداش و کیفر) با هم باقی بمانند؛ که محال است یا اینکه دوّمی، نخستین را زایل سازد؛ که این هم محال است؛ زیرا احباط عمل را باطل میدانیم». [١]
فخر رازی در مورد «و کان من الکافرین» میگوید: آیا جز ابلیس کافرانی بودند تا او یکی از آنان باشد؟ سپس به این سؤال، جوابهایی میدهد که همگی در سخنان ابو الفتوح هست. [٢]
روش وی در تفسیر
وی همان روشی را پیموده که سایر مفسران برگزیدهاند. ابتدا سوره و نامهای آن و فضیلت و ثواب قرائت آن را ذکر میکند و سپس جملهای از سوره میآورد و آن را به فارسی ترجمه میکند و پس از آن به تفسیر سوره میپردازد؛ بدین صورت که نخست لغت، نحو و صرف و سپس قرائت و گاه اسباب نزول و در پایان هم تفسیر آن را بیان میکند. همه این مراحل به زبان فارسی به سبکی روان و دلپسند انجام گرفته است.
از جمله مهارتهای وی، احاطهاش به مفردات و اصطلاحات زبان فارسی است که معادل درست مفردات عربی میباشد؛ مانند «فسوس» به عنوان معادل کلمه «استهزاء»، «دیو» برای کلمه «شیطان»؛ زیرا شیطان از اجنّه است و جن در فارسی به معنای دیو است؛ و «پیمان» برای کلمه «میثاق» و «برفروزد» به عنوان معادل کلمه «استوقد» [٣] و «دوزخ» برای کلمه «جهنم» [٤] و «کار شکسته» به معنای «کار کشته» برای کلمه «ذلول» و «خاک باز شیاراند» به عنوان معادل «تثیر الأرض» [٥] و «شکمش بیاماسامد» در مقابل «انتفخ بطنه» [٦] و «خداوندان علم» در برابر «أولو العلم» [٧] و «همتا» و «انباز» در برابر «شریک» [٨] و «ستون چوب درکش گرفت» به معنای «چوب ستون را در بغل گرفت» به عنوان ترجمه عبارت «احتضنّ الشیء» [٩] و «ما
[١] ر. ک: التفسیر الکبیر، ج ٢، ص ٢٣٧.
[٢] ر. ک: تفسیر ابو الفتوح رازی، ج ١، ص ١٣٩. تفسیر کبیر، ج ٢، ص ٢٣٧ و ٢٣٨.
[٣] تفسیر ابو الفتوح رازی، ج ١، ص ٧٩، ٨٠، ٨٧ و ٢٤٠.
[٤] همان، ج ٢، ص ١٤٩.
[٥] همان، ج ١، ص ٢٢٥.
[٦] همان، ج ٢، ص ٤٨٤.
[٧] همان، ص ٤٧٧.
[٨] همان، ص ٢٤٠.
[٩] همان، ص ٢٤١.