تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٥١٢ - شیوههای مختلف تفسیر عصری
که باید ما خواستار حکومت نایب السلطنه انگلیسی و ابقای نظام استعماری باشیم تا بدین وسیله بتوانیم استقلال، هویت و ملیت اسلامی خود را حفظ و شکوفا سازیم!! [١] یعنی در زیر سایه بزرگترین دشمن اسلام و مسلمین، دولت بریتانیا!!
پارهای از عقاید و افکار سید احمدخان
میتوان گفت: نگرش سید احمدخان شباهت تام و تمامی به روشنفکران دیندار عصر عقلگرایی قرن هجدهم اروپا داشت که با ایمانی که تابع عقل بود نه وحی و دین، قائل به وجود خدا بودند. به تعبیر دیگر، او معتقد به اصالت عقل و اصالت طبیعت بود.
سید احمدخان که اوج گرفتن کار و بار علم و حضیض گرفتن کاروبار دین را در اروپای معاصر خود از دور و نزدیک دیده و شنیده و خوانده بود، گویی به این نتیجه رسیده بود که چاره از دو حال بیرون نیست: یا باید دست از دین شست یا باید عقلگرا و علمگرا شد و حتی المقدور برای تبیین و توجیه اصول و فروع شریعت، از عقل و علم بهره جست و هر چه را در پیمانه این دو نمیگنجد انکار و اگر ممکن باشد تأویل کرد. میتوان گفت سید احمد خان معتقد و مطمئن بود که حقیقت و حقانیت دین اسلام ابدی است ولی این حقانیت و ابدیت فقط به شرط تعبیر روز پسند و انطباق مداوم حقایق دین با دقایق علم و عقل، قابل حصول است؛ او به شرط این انطباق، تعارض و تضادّی میان عقل و وحی یا علم و دین نمیدید. در واقع همه تعارضها را به نفع علم و عقل و به زیان دین و وحی، حلّ کرد و همان روشی را دنبال کرد که روشنفکران دیندار غربی پیموده بودند.
به عقیده سید احمدخان، نبوّت ملکه طبیعی خاصی نظیر سایر قوای بشری است که به هنگام اقتضای وقت و محیط، شکوفا میشود؛ چنان که میوه و گل به موقع خویش میشکفند و میرسند و در این راه، انبیا و دیگر مصلحان بزرگ جهان، تفاوتی ندارند.
به عقیده او هیچ میانجیای بین خداوند و پیامبر نیست و وحی چیزی نیست که از بیرون به پیامبر برسد؛ بلکه همانا فعّالیّت عقل الوهی در نفس و عقل بشری او است. در واقع وحی بازتاب ژرفنای درون انسانی است به هنگام تماسّ با حق؛ و
[١] ر. ک: بهاء الدین خرمشاهی، تفسیر و تفاسیر جدید، ص ٥٧ و ٥٨.