تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٣١٧ - تنوع تفسیر اجتهادی
جایگاه قاریان از دیدگاه زمخشری؛
زمخشری با دیدگاهی که از قاریان دارد، خشم دشمنان خود را- که ظاهرگرایان و تقلیدپیشگان اهل سنّت و جماعتند- برانگیخته است؛ زیرا حجّیّت مطلق قرائات را، حتی در صورت مخالفت با قواعد اصیل لغت، مردود میشمارد. او میگوید: «قرائات حجیّت تعبدی [١] ندارند و در محدوده مورد قبول شرع و عقل، پذیرفتنی هستند؛ پس باید با قواعد اصیل لغت تطابق داشته باشند؛ چنانکه پیامبر صلّی اللّه علیه و آله فرموده است: «تعلّموا القرآن بعربیّته؛ [٢] قرآن را مطابق شیوه عربیاش فراگیرید». بنابراین، دانشمندان و محقّقانی همچون زمخشری، قرائتی را که بر خلاف شیوه اصیل عربی باشد مردود میدانند و مواظبت بر سلامت قرآن را از هر گونه عیب و خلل، واجب میشمرند و برآنند که قرآن، همواره در جایگاه بلند فصاحتش پاسداری شود. چیزی که مورد پسند تقلیدپیشگان نبوده و همگی را به حمله علیه آنان واداشته است.
مثلا، ابن عامر- قاری دمشق و یکی از قراء سبعه- آیه «وَ کَذلِکَ زَیَّنَ لِکَثِیرٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَکاؤُهُمْ» [٣] را بر خلاف قرائت مشهور، به رفع «قتل» و نصب «اولادهم» و جرّ «شرکائهم» خوانده؛ بدین گمان که «قتل»، به «شرکائهم» اضافه شده و «اولادهم» مفعول به است و میان مضاف و مضاف الیه فاصله شده؛ و «زیّن» را به صیغه مجهول (مبنی للمفعول) خوانده است.
این قرائت که بر خلاف تمامی ضوابط علم نحو و ادب است، مورد مخالفت و استنکار شدید زمخشری قرار گرفته است؛ زیرا در آن، بین مضاف و مضاف الیه، چیزی آورده شده؛ آنهم مفعول به مضاف! زمخشری بر او تاخته است که این گونه خلافهای ادبی، در ضرورت شعری هم روا نیست؛ چه رسد به نثر؛ آنهم نثری همانند نثر قرآن! [٤] زمخشری، دلیل قرائت او را، بیتوجّهی و ناآگاهی به قواعد لغت دانسته و او را مانند کسی دانسته که در گرداب خیالات خود سرگردان است.
[١] یعنی: حجّیت چیزی که با دستور شرع حجیّت یافته باشد.
[٢] وسائل الشیعه، ج ٤، ص ٨٦٥.
[٣] انعام ٦: ١٣٧.
[٤] تفسیر کشاف، ج ٢، ص ٧٠