تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٣١٥ - تنوع تفسیر اجتهادی
صاحب «تفسیر المنار» در توجیه و تأویل کلام اهل سنّت سخنی دراز دارد که پژوهشگران از مراجعه بدان بینیاز نیستند. ما نیز در بحث متشابهات درباره مسأله رؤیت به تفصیل سخن گفتهایم. [١]
کاربرد تأویل و تمثیل در تفسیر زمخشری
او همچنین در تفسیرش بر انواعی از تأویل و مجاز و تمثیل تکیه کرده و آنچه را که در ظاهر با عقل یا اصول برگرفته شده از شرع منافات داشته باشد، به نحوی بر تمثیل و استعاره و مجاز حمل کرده است و این امری است که موجب گردیده تا اهل سنّت و جماعت به دلیل تصرف او در ظاهر آیات بر او خرده بگیرند و با او به ستیز برخیزند؛ مثلا در تفسیر آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ» [٢] میگوید: «مراد از امانت، طاعت است؛ از این رو، آن را بزرگ و والا شمرده است؛ و در آن، دو نکته نهفته است: نخست آنکه اجرام بزرگ آسمان و زمین و کوهها، چنانکه شایسته آنهاست مطیع امر خداوند متعالند؛ اطاعتی که شایسته آنها و مقام آنهاست؛ به گونهای که هیچ مانعی در سر راه اراده و مشیّت الهی نسبت به خلق و ایجاد و تکوین مخلوقات در اشکال و هیئتهای مختلف و متنوع وجود ندارد؛ همان گونه که فرموده است: «قالَتا أَتَیْنا طائِعِینَ». [٣] اما وضعیت انسان در طاعاتی که از او صحیح است و شایسته اوست؛ او در مقام طاعت از اوامر و نواهی الهی است و حیوان عاقلی است که سزاوار تکلیف است؛ همانند حالت جمادات در آنچه از طاعت و انقیاد و کرنش نمودن سزاوار آنهاست.
مقصود از امانت، طاعت است؛ زیرا لازمه وجود و هستی، طاعت است؛ همان طور که امانتداری مستلزم بازگرداندن مورد امانت است؛ و عرضه آن بر جمادات و امتناع و گردن ننهادن آنها مجاز است؛ اما حمل امانت چنان است که میگویی:
فلانی حامل امانت است و آن را بر عهده گرفته است و مقصود تو از این سخن آن است که فلانی تا از عهده آن امانت برنیاید و آن را به صاحبش بازنگرداند، ذمّهاش فارغ نخواهد شد؛ زیرا امانت، در حقیقت مانند کسی است که بر گرده امانت نگه دار سوار شده است؛ چنانکه گفته میشود: قرضها بر او سوار گشتند.
[١] ر. ک: التمهید، ج ٣، ص ١١١- ٩٠.
[٢] احزاب ٣٣: ٧٢.
[٣] «آن دو گفتند: فرمانپذیر آمدیم». فصلت ٤١: ١١.