حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٥١ - نظام آفرينش بر اساس عليت
است , كار خدا , آفرينش بى تحول است . او تحول مى آفريند , او حركت مى آفريند , نه خودش حركت ميكند و نه آفرينش او كه به اراده او تكيه مى كند , حركت است . قلمرو حركت , در جهان طبيعت و ماده است . نه خدا حركت مى كند و نه اراده خدا و آفرينش خدا . ولى آفرينش خدا و ايجاد خدا , حركت است . اين دو مطلب را بايد ما فوق حركت دانست يعنى نه حركت در ذات خدا راه دارد و نه حركت بر خدا عارض ميشود . نه مقام ذات خدا حركت مى كند و نه حركت بر او جارى ميشود .
در جهان طبيعت موجودهاى مادى , حركت هم در متن وجود آنها راه دارد و هم در اوصاف آنها . و نه در ماهيت آنها . هم در اصل هستى طبيعت , حركت است يعنى هستيش سيال و گذرا است هم اوصاف و پديده هاى وضعى طبيعت موجود , مادى سيال و گذرانيد . ولى خدا نه در ذاتش حركت راه دارد نه وصف حركت بر خدا عارض ميشود . زيرا هر موجود متحرك بايد مادى باشد , قوه داشته باشد , بسراغ كمال حركت كند و هر موجود مادى كه صفت مى پذيرد , آنهم در پذيرش صفت بايد مادى و بالقوه باشد تا وصف را بپذيرد و با اتصاف كامل بشود . در اين امور حضرت ( ع ) چنين استدلال ميفرمايد :
الحمدلله الدال على وجوده بخلقه [١] .
آفرينش خلق , دلالت مى كند كه خالقى هست , زيرا ممكن نيست يك موجودى پديد بيايد , و پديد آورنده نداشته باشد . خلق در جهان باشد و خالق بنام خدا نباشد و بمحدث خلقه على ازليته [٢] چون اين خلقها حادثند , اول نبودند و سپس پيدا شدند پس آفريدگار اينها منزه از نقص حدوث است . چيزى كه منزه از نقص حدوث است , ميشود ازلى . اگر
[١]نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ١٥٢ , صفحه ٤٦٧ .
[٢]نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه ١٥٢ , صفحه ٤٦٧ .