حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤٩ - نظام آفرينش بر اساس عليت
ذاتشان نيست , معلول خواهند بود بر همين اساس استدلال هائى هم از حضرت ( ع ) بيادگار مانده است .
گاهى ميفرمايد , آيا بنا بدون بناء ممكن است ؟
فالويل لمن انكر المقدر و جحد المدبر [١] .
گاهى ميفرمايد :
و عجبت لمن شك فى الله و هو يرى خلق الله [٢] .
من در شگفتم و تعجب مى كنم از كسى كه خدا را منكر است و خلق خدا را مى بيند , چگونه ميشود انسان خلق را ببيند و خالق را انكار كند ؟ خلق يعنى موجودى كه هستى اش مال خود او نيست , قهرا خالق دارد . اگر خلق هستى اش عين ذات او بود چرا قبلا معدوم بود ؟ چرا بعدا از بين ميرود چيزيكه سابقه عدم داشت و لاحقه عدم دارد , هستى او مال خود او نيست . اگر هستى اش مال او نيست هستى بخش ميخواهد , فرمود : در شگفتم از كسى , خلق را مى بيند و خالق را انكار ميكند و خدا را نمى پذير د و خلق خدا را مى بيند اين همان بيان افى الله شك فاطر السموات و الارض [٣] است .
گاهى استدلال به پديده هاى درونى ميكند , گاهى استدلال به تحولات نفسانى ميكند , ميفرمايد : عرفت الله بفسخ العزائم و حل العقود [٤] .
من از اينكه گاهى انسان مصمم مى شود بعد پشيمان مى شود , از اينكه عزم پيدا ميكند بعد نادم ميشود از اينكه گاهى به يك امرى معتقد
[١]نهج البلاغه , فيض الاسلام , خطبه ٢٢٧ صفحه ٧٣٧ .
[٢]نهج البلاغه فيض الاسلام , حكمت ١٢١ , صفحه ١١٤٥ .
[٣]سوره ابراهيم , آيه ١٠ .
[٤]نهج البلاغه فيض الاسلام , حكمت ٢٤٢ , صفحه ١١٩٦ .