حکمت نظري و عملي
(١)
مقدمه
٣ ص
(٢)
مهمترين رسالت پيامبر ( ص ) ترساندن امت از خداوند سبحان است
٨ ص
(٣)
مهمترين رسالت علماى الهى انذار مردم از خداوند سبحان است
١٠ ص
(٤)
درس اول
١٣ ص
(٥)
تقسيم علم
١٣ ص
(٦)
حكمت نظرى و عملى از نظر نهج البلاغه
١٤ ص
(٧)
حكمت نظرى امام على ( ع )
١٥ ص
(٨)
حكمت عملى امام على ( ع )
٢٠ ص
(٩)
شخصيت علمى و عملى على ( ع ) از زبان شاگردان مكتبش
٢٢ ص
(١٠)
سخن ابن ابى الحديد درباره كلام امام على ( ع )
٢٥ ص
(١١)
درس دوم
٢٨ ص
(١٢)
ابن سينا و امام على ( ع )
٢٩ ص
(١٣)
حكمت نظرى , توحيد حق تعالى
٢٩ ص
(١٤)
نقش استدلال در شناخت خدا
٣٣ ص
(١٥)
بطلان اصول ديالكتيك از نظر نهج البلاغه
٣٩ ص
(١٦)
منزه بودن حركت , عليت و كار خدا از ذات باريتعالى
٤٠ ص
(١٧)
درس سوم
٤٤ ص
(١٨)
معرفى امام على ( ع ) از زبان خودش
٤٦ ص
(١٩)
نظام آفرينش بر اساس عليت
٤٨ ص
(٢٠)
درس چهارم
٥٩ ص
(٢١)
حكمت عملى
٦٢ ص
(٢٢)
درس پنجم
٧٣ ص
(٢٣)
معرفت خدا و صفات ذاتى حق تعالى
٧٤ ص
(٢٤)
درس ششم
٨٧ ص
(٢٥)
درس هفتم
١٠٢ ص
(٢٦)
حكمت عملى
١٠٣ ص
(٢٧)
درس هشتم
١١٧ ص
(٢٨)
درس نهم
١٣٤ ص
(٢٩)
درس دهم
١٤٩ ص

حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٧١ - حكمت عملى

اگر به چيزى دلبسته شدى , به چيزى علاقمند شدى يا تابع كسى شدى پيرو يك شخص شدى بنده اوئى . خدا ترا آزاد آفريد . اين كرامت آزادگى را از كف نده . نه بنده غرائز و اميال درونى باش نه برده زورمندان و زرداران بيرونى , نه در برابر كسى كرنش كن نه در برابر يك زور مدارى تملق بگو . نه در قبال يك زراندوزى كرنش بكن و نه در برابر اميال درونى ات خاضع باش .

انسان آزاد است و اين كرامت آزادگى را نبايد به پاى زور مدار و يا زردار بريزد .

ولا تكن عبد غيرك وقد جعلك الله حرا .

خدا تو را آزاد آفريد . فرمود : انسان به هر چه دل ببندد , اين همانند غذاهاى مانده لاى دندان نسل قبل است . ديگران داشتند و مصرف كردند و گذاشتند و رفتند . اين انسان تازه به دوران رسيده ميگيرد . آن غذاهاى مانده لاى دندانها را ميگويند لماظه . آنچه فعلا در روى زمين است لماظه پيشينيان اند كه اكنون در بستر خاك آرميده اند . آنها مصرف كردند زندگى كردند بهره بردند اين مانده لاى دندان آنهاست . يك انسان آزاده مى خواهد كه به اين لماظه ها دل نبندد و برده اين لماظه نشود . اين جزء بلندترين تعبيراتى است كه در حكمت عملى مطرح ميشود . يعنى آيا انسان آزاده اى است كه در بند لماظه نباشد ؟ اين رياست ها هم لماظه است زيرا نسل پيشين اين رياست ها را داشتند و رها كردند و خاك شدند و به بعدى رسيد . مقام لماظه است . مال لماظه است . جاه لماظه است . هر چه سرمدى نيست لماظه است . هر چه از كرامت انسان آزاده بدور است مانده لاى دندان نسل پيش است . انسان برده است كه به فكر لماظه است . انسان آزاده به فكر لماظه نيست .

غلام همت آنم كه زير چرخ كبود *** زهر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است

و از اين بالاتر زهر چه رنگ تعيين پذيرد آزاد است . اميدواريم