حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٥٢ - نظام آفرينش بر اساس عليت
خدا ازلى نمى بود , پديده بود . نظير ساير پديده ها نيازمند به مبدأ ازلى بود , اميرالمؤمنين روى ازليت و روى نامحدود بودن خدا , تكيه هاى فراوان دارد در بسيارى از استدلالهاى حضرت ( ع ) مى بينيم روى عدم تناهى تكيه ميكند روى ازليت تكيه ميكند , چنانچه در اين خطبه شريف روشن ميشود . فرمود : چون آفريده هاى او پديده اند پس او خود پديده نيست و ازلى است , زيرا پديده به پديده نيازمند نيست , پديده به ازلى نيازمند است .
و باشتباههم على ان لا شبه له [١] .
چون شبيه همند در اوصاف شبيه همند , در نوع شبيه همند , در جنس شبيه همند , در بسيارى از خصوصيتهاى ذاتى شبيه همند , پس اين موجود نظير دار را , مبدأ بى نظير بايد بيافريند . اين موجود نظير دار را , مبدأ بى شبيه بايد بيافريند , آن مبدئى كه ليس كمثله شى ء است .
موجوداتى كه داراى امثال و اشباهند را ميافريند , زيرا اگر او هم شبيه مى داشت , او هم نظير مى داشت , او هم جامع مشترك مى داشت , نيازمند بود به يك ميز ذاتى , نيازمند بود به چيزى كه او را از شبيهش جدا كند , نيازمند بود به يك امرى كه او را از رقيبش ممتاز كند , در حاليكه هيچ تماثل و تشابهى بين الله و غير الله نيست زيرا :
لافتراق الصانع و المصنوع , و الحاد و المحدود , و الرب والمربوب [٢] .
چون خدا آفريننده است بافريده شده شباهت ندارد چون خداوند , حاد و محدود كننده است با محدودها شباهتى ندارد , اگر شبيه ميداشت محدود بود , زيرا , در شبيه و نظير او را نمى يافتيم . اگر او نظير ميداشت قلمرو هستى اش محدود بود , چه اينكه محدوده هستى رقيبش هم محدود بود , هم او محدود بود , هم خدا محدود بود . در حاليكه خدا آنست كه
[١]نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه ١٥٢ , صفحه ٤٦٧ .
[٢]نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ١٥٢ , صفحه ٤٦٨ .