حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤٠ - منزه بودن حركت , عليت و كار خدا از ذات باريتعالى
مى گويند هر موجودى مادى است قهرا هر موجودى در افق حركت و دگرگونى است . و موجودى كه محكوم حركت نباشد نداريم . يك موجود تغيير ناپذير نداريم . قهرا بحث در پيرامون خدا و ساير مسائل متافيزيكى كه محكوم حركت نيستند تغيير و تدريج در آنجا راه ندارد و تحول و دگرگونى در آنجا نشانى ندارد , مى گويند بحث درباره يك همچو امور بيهوده است و اگر بحث كرديد ره آورد بحث شما هم خرافات است . زيرا موجودى كه ماده نداشته باشد و حركت نكند خرافى است . هم بحث درباره مسائل متافيزيكى را عاطل و بيهوده مى دانند و هم ره آورد انديشمندان الهى را خرافى . مهمترين اصول ديالكتيك همان حركت همگانى است و هماهنگ بودن همه موجودات كه متحركند . ولى اميرالمؤمنين ( ع ) در اين خطبه بلند توحيدى كه به تعبير سيد رضى ( ع ) فرمود : اصول و معارفى را كه اين خطبه در بر دارد ساير خطب در بر ندارند . اميرالمؤمنين ( ع ) فرمود : خدا محكوم حركت نيست و اصول حركت بر ذات او حكومت نمى كند . نه با حركت كار مى كند و نه حركت در ذات خدا راه دارد و نه در كار خدا . خدا ذاتى است بدون حركت . و عليت او وفاعليت او هم با حركت همراه نيست .
منزه بودن حركت , عليت و كار خدا از ذات باريتعالى :
اينجا سه مطلب است .
اول : خدا منزه از حركت است هستى اش از حركت منزه است .
دوم : عليتش , فاعليتش , تأثيرش منزه از حركت است .
سوم : كار خدا , يعنى آنچه را كه بنام فعل خدا و آنچه را كه خدا آفريده , بخشى از آنها كه مجردند مصون از حركت تغيير است و بخشى از آنها كه ماديند محكوم حركت و مشمول تحول و دگرگونى هستند .
فرمود :