حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٥١
گرچه در بسيارى از خطب خطر دنيا را گوشزد ميكند كه دنيا مغرور كننده است و فريباست ولى در بعضى از خطب ديگر اين مطلب را تحليل ميكند ميفرمايد دنيا هرگز فريب نمى دهد اين انسان است كه فريب مى خورد . دنيا فريبكار نيست انسان غير خردمند است كه فريب ميخورد . دنيا ابزارى بيش نيست دنيا وقتى فريب ميدهد وقتى فريبكار است كه آنچه هست كتمان كند . دنيا وقتى فريب ميدهد كه زير پوشش نيرنگ آن تلخى هايش را بپوشاند . فريب و نيرنگ عبارت از آن است كه يك رو سازى و ظاهر سازى زيبائى داشته باشد و درون تلخ و ناگوارى . ولى اگر يك چيزى هم ظاهر زيبا را نشان ميدهد و هم درون تلخ را , هم آن بعد گيرا را نشان ميدهد و هم آن بعد هولناك را هم آن بعد نشاط آور را و هم آن بعد اندوه بار را , هر دو را نشان ميدهد فريبكار نيست . دنيا ابزار فريب است نه عامل فريب , بايد عامل فريب را جستجو كرد و سبب نيرنگ را بررسى كرد و او را طرد كرد و اين ابزار را بدست او نداد و اين ابزار را از دست او گرفت گر چه در قرآن كريم و كلمات معصومين عليهم السلام آمده است . ( فلا تغرنكم الحيوة الدنيا ) [١] دنيا فريبتان ندهد گرچه در خيلى از كلمات على بن ابيطالب هم آمده است كه مواظب باشيد دنيا فريبتان ندهد اما اين معنا را عميقا بررسى كرده و مى فرمايد : دنيا هرگز فريب نميدهد , انسان است كه فريب ميخورد انسان است كه ناشناخته اين دنيا را ابزار دست نيرنگ و فريب قرار ميدهد و از آنجا آسيب مى بيند در بسيارى از قسمت ها اين مسئله را مطرح كردند گر چه اصل فريب بودن را تشريح مى كند ميفرمايد : دنيا فريبكار است ولى بعد كه تحليل ميكند ميفرمايد اينچنين نيست . در خطبه ٢٢١ ميفرمايد : ( فعليكم بالجد والاجتهاد ) [٢] بر