حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٢٧ - درس هشتم
كردن و توقف كردن آنگاه قدم برداشتن لازم است .
فان الكف عند حيرة الضلال خير من ركوب الاهوال [١] .
اينها بخش خويشتن سازى و تربيت جان در اثر اجراى وظائف شخصى است . اما انسان وظايف اجتماعى هم دارد . هم وظايف اجتماعى كوچك بنام خانواده و هم وظايف اجتماع بزرگ بنام جامعه فرمود اين نظارت الهى و ملى را بنام امر به معروف و نهى از منكر احياء كن . اگر جانت را با حكمت نور دادى و قلب را با يقين نيرو دادى و جانت را با ياد مرگ متواضع كردى و زشتى هاى دنيا را براى جانت بر شمردى و او را دنيا زده نكردى و آزاد شدى و آزاد انديش شدى از بند هر شهوت و از قيد هر كينه رهائى پيدا كردى , آزاده شدى , آنگاه دست ديگرى را هم بگير . به اين فكر نباش كه تنها راه ادامه بدهى , همراهى هم پيدا كن با هم برويد .
و أمر بالمعروف تكن من اهله و انكر المنكر بيدك و لسانك و باين من فعله بجهدك و جاهد فى الله حق جهاده ولا تأخذك فى الله لومة لائم [٢] .
فرمود : آنچه را كه خدا او را به رسميت مى شناسد كه آن معروف است او را تو اهلش باش و ديگران را هم وادار كن كه اهل او باشند و آن معروف را انجام بدهند و اجرا كننده . تبهكارى و زشتيها را كه خدا او را به رسميت نمى شناسد انبياء و مرسلين او را به رسميت نميشناسند جان سالم و عقل بيدار او را نمى پسندد و او را نمى شناسد او منكر است نا شناخته است و نا شناس است فرمود :
تو با ناشناس آشنا نباش تو هم او را نشناس . تو زشتى ها را نشناس . تو اهل زشتى نباش . منكر را ترك كن , بى تو و منكر رابطه اى نباشد كه آشناى تو باشد . چون دين او را بيگانه ناميد و جلوى زشتيها
[١] و ٢ نهج البلاغه فيض الاسلام , نامه ٣١ , صفحه ٩١٠ .