حکمت نظري و عملي
(١)
مقدمه
٣ ص
(٢)
مهمترين رسالت پيامبر ( ص ) ترساندن امت از خداوند سبحان است
٨ ص
(٣)
مهمترين رسالت علماى الهى انذار مردم از خداوند سبحان است
١٠ ص
(٤)
درس اول
١٣ ص
(٥)
تقسيم علم
١٣ ص
(٦)
حكمت نظرى و عملى از نظر نهج البلاغه
١٤ ص
(٧)
حكمت نظرى امام على ( ع )
١٥ ص
(٨)
حكمت عملى امام على ( ع )
٢٠ ص
(٩)
شخصيت علمى و عملى على ( ع ) از زبان شاگردان مكتبش
٢٢ ص
(١٠)
سخن ابن ابى الحديد درباره كلام امام على ( ع )
٢٥ ص
(١١)
درس دوم
٢٨ ص
(١٢)
ابن سينا و امام على ( ع )
٢٩ ص
(١٣)
حكمت نظرى , توحيد حق تعالى
٢٩ ص
(١٤)
نقش استدلال در شناخت خدا
٣٣ ص
(١٥)
بطلان اصول ديالكتيك از نظر نهج البلاغه
٣٩ ص
(١٦)
منزه بودن حركت , عليت و كار خدا از ذات باريتعالى
٤٠ ص
(١٧)
درس سوم
٤٤ ص
(١٨)
معرفى امام على ( ع ) از زبان خودش
٤٦ ص
(١٩)
نظام آفرينش بر اساس عليت
٤٨ ص
(٢٠)
درس چهارم
٥٩ ص
(٢١)
حكمت عملى
٦٢ ص
(٢٢)
درس پنجم
٧٣ ص
(٢٣)
معرفت خدا و صفات ذاتى حق تعالى
٧٤ ص
(٢٤)
درس ششم
٨٧ ص
(٢٥)
درس هفتم
١٠٢ ص
(٢٦)
حكمت عملى
١٠٣ ص
(٢٧)
درس هشتم
١١٧ ص
(٢٨)
درس نهم
١٣٤ ص
(٢٩)
درس دهم
١٤٩ ص

حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٢٥ - درس هشتم

ترك كنى . رهبانيت پيشه كنى . منزوى بشوى نه . در اين نامه آمده است كه مسائل مردمى را براى رضاى خدا انجام بده و در نهج البلاغه آمده است اگر كسى مشكل ديگرى را حل كند خدا از اين سرورى كه در قلب يك انسان شايسته ايجاد كرد موجود لطيفى مى آفريند و انسان با ديدن او مسرور مى شود و مى گويد تو كيستى ؟ مى گويد من همان سرور و لطيفم كه تو نسبت به ديگرى روا داشتى . خدا از آن سرور و نشاطى كه انسان به ديگرى ميرساند موجود لطيف و مسرور كننده مى آفريند و انسان با ديدن او در نشاط و سرور خواهد شد .

و كانك عن قليل قد صرت كاحدهم فاصلح مثواك ولا تبع اخرتك بدنياك [١] .

فرمود جايگاهت را صالح كن آنجائى را كه بايد بروى و بيارامى شايسته كن و هرگز آخرتت را به دنيايت نفروش . آخرت را نده كه دنيا بگيرى . براى رسيدن به شهوت كه يك امر دنيائى است فضيلت عدالت كه يك امر معنويست نفروش .

ولا تبع اخرتك بدنياك ودع القول فيما لاتعرف و الخطاب فيمالم تكلف [٢] .

چيزى را كه نميدانى نگو . چيزى را كه آگاه نيستى نگو . همان بيان قرآن كريم است و لا تقف ما ليس لك به علم [٣] زيرا انسان و همه اعضاء و جوارح او مسئول است .

انسان چنانكه در بحث هاى تفسيرى گذشت موظف است تا چيزى را با برهان حل نكرد نپذيرد و تا چيزى را با دليل نفى نكرد تكذيب نكند . هم تكذيب او بايد مستدل باشد هم تصديق او بايد مبرهن . اين دو


[١] و ٢ نهج البلاغه فيض الاسلام , نامه ٣١ , صفحه ٩١٠ .

[٣] سوره الاسراء , آيه ٣٦ .