حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٢٥ - درس هشتم
ترك كنى . رهبانيت پيشه كنى . منزوى بشوى نه . در اين نامه آمده است كه مسائل مردمى را براى رضاى خدا انجام بده و در نهج البلاغه آمده است اگر كسى مشكل ديگرى را حل كند خدا از اين سرورى كه در قلب يك انسان شايسته ايجاد كرد موجود لطيفى مى آفريند و انسان با ديدن او مسرور مى شود و مى گويد تو كيستى ؟ مى گويد من همان سرور و لطيفم كه تو نسبت به ديگرى روا داشتى . خدا از آن سرور و نشاطى كه انسان به ديگرى ميرساند موجود لطيف و مسرور كننده مى آفريند و انسان با ديدن او در نشاط و سرور خواهد شد .
و كانك عن قليل قد صرت كاحدهم فاصلح مثواك ولا تبع اخرتك بدنياك [١] .
فرمود جايگاهت را صالح كن آنجائى را كه بايد بروى و بيارامى شايسته كن و هرگز آخرتت را به دنيايت نفروش . آخرت را نده كه دنيا بگيرى . براى رسيدن به شهوت كه يك امر دنيائى است فضيلت عدالت كه يك امر معنويست نفروش .
ولا تبع اخرتك بدنياك ودع القول فيما لاتعرف و الخطاب فيمالم تكلف [٢] .
چيزى را كه نميدانى نگو . چيزى را كه آگاه نيستى نگو . همان بيان قرآن كريم است و لا تقف ما ليس لك به علم [٣] زيرا انسان و همه اعضاء و جوارح او مسئول است .
انسان چنانكه در بحث هاى تفسيرى گذشت موظف است تا چيزى را با برهان حل نكرد نپذيرد و تا چيزى را با دليل نفى نكرد تكذيب نكند . هم تكذيب او بايد مستدل باشد هم تصديق او بايد مبرهن . اين دو
[١] و ٢ نهج البلاغه فيض الاسلام , نامه ٣١ , صفحه ٩١٠ .
[٣] سوره الاسراء , آيه ٣٦ .