حکمت نظري و عملي
(١)
مقدمه
٣ ص
(٢)
مهمترين رسالت پيامبر ( ص ) ترساندن امت از خداوند سبحان است
٨ ص
(٣)
مهمترين رسالت علماى الهى انذار مردم از خداوند سبحان است
١٠ ص
(٤)
درس اول
١٣ ص
(٥)
تقسيم علم
١٣ ص
(٦)
حكمت نظرى و عملى از نظر نهج البلاغه
١٤ ص
(٧)
حكمت نظرى امام على ( ع )
١٥ ص
(٨)
حكمت عملى امام على ( ع )
٢٠ ص
(٩)
شخصيت علمى و عملى على ( ع ) از زبان شاگردان مكتبش
٢٢ ص
(١٠)
سخن ابن ابى الحديد درباره كلام امام على ( ع )
٢٥ ص
(١١)
درس دوم
٢٨ ص
(١٢)
ابن سينا و امام على ( ع )
٢٩ ص
(١٣)
حكمت نظرى , توحيد حق تعالى
٢٩ ص
(١٤)
نقش استدلال در شناخت خدا
٣٣ ص
(١٥)
بطلان اصول ديالكتيك از نظر نهج البلاغه
٣٩ ص
(١٦)
منزه بودن حركت , عليت و كار خدا از ذات باريتعالى
٤٠ ص
(١٧)
درس سوم
٤٤ ص
(١٨)
معرفى امام على ( ع ) از زبان خودش
٤٦ ص
(١٩)
نظام آفرينش بر اساس عليت
٤٨ ص
(٢٠)
درس چهارم
٥٩ ص
(٢١)
حكمت عملى
٦٢ ص
(٢٢)
درس پنجم
٧٣ ص
(٢٣)
معرفت خدا و صفات ذاتى حق تعالى
٧٤ ص
(٢٤)
درس ششم
٨٧ ص
(٢٥)
درس هفتم
١٠٢ ص
(٢٦)
حكمت عملى
١٠٣ ص
(٢٧)
درس هشتم
١١٧ ص
(٢٨)
درس نهم
١٣٤ ص
(٢٩)
درس دهم
١٤٩ ص

حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٢٤ - درس هشتم

و اين جيفه و مردار را به قبرش كه اطاق عمل اوست . جورى كه او ساخت يا روضة من رياض الجنة ساخت يا حفرة من حفر جهنم ساخت . يا بوستانى از بوستان هاى بهشت است يا گودالى از گودالهاى جهنم . اين را به جايگاه عملش مى برند او را به عملش تسليم مى كنند . ( فاسلموه فيه الى عمله ) [١] اينجا به امام حسن فرمود : نگاه كن پيشينيان چى ساختند و در ساختمان چه كردند و اكنون كجا رفتند و در چه حالت بسر مى برند . ( و اين حلوا و نزلوا ) [٢] اگر خوب بررسى كنى .

فانك تجدهم قد انتقلوا عن الاحبة و حلوا دار الغربة [٣] .

اگر خوب بررسى كنى مى بينى اينها از دوستانشان جدا شدند و به ديار غربت رفتند . كسى در گورستان با كسى مأنوس نيست . انسان بعد از مرگ مهمان اعمال خودش هست و بس . اوست و خاطرات او , اوست و عقايد او . اوست و اخلاق او . اوست و اعمال او بريده از همه است و همه از او بريده اند .

و لقد جئتمونا فرادى كما خلقناكم اول مرة [٤] .

او تك زندگى ميكند ولى با اعمال خودش . دستش به ديگران نمى رسد ديگران هم به او نخواهند رسيد .

و كانك عن قليل قد صرت كاحدهم [٥] .

فرمود آنچنان بينديش و بپندار كه گويا در آينده نزديك تو هم مانند يكى از اينها خواهى بود كه دوستانت را رها كنى و به ديار غربت سفر كنى . بينديش كه بايد چه كنى . اين نه به آن معناست كه وظايف را


[١] نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ١٠٨ , صفحه ٣٣٢ .

[٢] و ٣ نهج البلاغه فيض الاسلام , نامه ٣١ , صفحه ٩١٠ .

[٤] قرآن كريم , سوره انعام , آيه ٩٤ .

[٥] نهج البلاغه فيض الاسلام , نامه ٣١ , صفحه ٩١٠ .