حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٢١ - درس هشتم
اگر به اين طناب و به اين عامل ارتباط اخذ كردى احى قلبك بالموعظة [١] جانت را با پند و اندرز زنده نگهدار , نگذار جانت در اثر غفلت بميرد . موعظه آن ( جذب الخلق الى الحق ) است . آن كششى كه در انسان به سمت فضيلت هاى الهى پيدا ميشود . آن عاملى كه اين كشش را ايجاد مى كند واعظ است . آن شخصى كه اين كشش در او پيدا مى شود متعظ است . فرمود با كشش به سمت الله جانت را زنده نگهدار . نگذار اين روحت بميرد . اين روح مادى گرا مرده است روحى كه كار را براى طبيعت مى كند مرده است . زيرا طبيعت بى جان نمى تواند هدف باشد انسانى كه اين طبيعت را رها مى كند و قبل از اينكه اين طبيعت را رها كند اين طبيعت و دنيا او را رها ميكند شايسته نيست كه انسان به طبيعت دل ببندد و أمته بالزهادة [٢] در اثر بى رغبتى ات نسبت به عالم طبيعت اين بعد دنيازدگى را بميران . اين دشمن درونى را از بين ببر . آن گرايش به طبيعت را كه پا بنديست براى تو و گردنت را در غل و پايت را در سلسله مى كشد آن بعد را بميران و آن جنبه اى كه تو را به ابد سوق مى دهد احياء كن و قوه باليقين [٣] اين جانت را با يقين تقويت بكن . در معارف دين شك نكن بدان كه مسافرى بدان كه نبودى و آمدى و بدان كه هم مى روى به همان دليل كه به دلخواهت نيامدى بدان كه به دلخواهت هم نميروى . تو را به اين عالم آورده اند چه بخواهى چه نخواهى , از اين عالم هم ميبرند .
در اين بين به تو راه نشان دادند كه راه صحيح را انتخاب بكنى در اينجا مختارى . در انتخاب راه مختارى . نسبت به اين معارف جانت را با يقين تقويت بكن . انسان شاك ضعيف است . انسانى كه از يقين برخوردار نيست نيرومند نيست . و نوره بالحكمة [٤]
[١]نهج البلاغه فيض الاسلام , نامه ٣١ , صفحه ٩٠٩ .